کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
پنج شنبه, 01 فروردین 1398   Thursday 21 March 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 26 اسفند 1397

صفحه خبر: ویژه

گویی مردم در این خطه از ایران فقر را با پوست و استخوان لمس کرده‌اند. سایه فقر برسر پهناورترین استان کشور برای سال‌ها و به عبارت بهتر دهه‌ها است که سنگینی می‌کند. مشکلات فراز و فرود داشته و بهبودهایی هم اگر وجود داشته به دلیل یک چالش اصلی یعنی خشکسالی و کمبود آب به در بسته خورده است. "منطقه محروم" تنها دو واژه است که برای توصیف این استان استفاده می‌شود اما در دل خود معانی بسیاری دارد. فقر به مثابه یک پدیده‌ی نامطلوب اقتصادی-اجتماعی، یکی از مهمترین پیامدهای توزیع ناعادلانه و نابرابر درآمدهای ایجاد شده در بین افراد جامعه است. وجود این پدیده در
هر جامعه، مبین عملکرد نادرست سازوکار توزیع درآمد و ثروت در درون ساختار
اجتماعی - اقتصادی آن جامعه است که به نوبه خود، موجب ایجاد آثار نامناسبی در این ساختار می‌شود. تداوم این فرآیند تنش‌های
اقتصادی- اجتماعی شدیدی را در پی دارد که مقابله با آن مشکل می‌شود.
پیش از این علیم یارمحمدی نماینده مردم زاهدان در مجلس در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا با بیان اینکه ۷۵ درصد مردم استان سیستان و بلوچستان فقر امنیت غذایی دارند، گفته بود:«مردم روستاهای این استان آب سالم برای خوردن ندارند، نان ندارند و به لحاظ معیشت از هر نظر که فکر کنید در شرایط نامطلوبی قرار دارند.» از سوی دیگر حسینعلی شهریاری دیگر نماینده زاهدان نیز گفته بود:« اگرچه هنوز آمار دقیق و واقعی از تعداد افراد و خانوارهایی که زیرخط فقر هستند، بدست نیامده اما در استان سیستان و بلوچستان حدود ۸۰ درصد مردم این استان زیرخط فقر قرار هستند.»
سایه شوم فقر در منطقه سیستان بدون تردید با کمبود آب گره خورده است. منطقه‌ای که روزگاری بخش مهمی از کشاورزی و دام‌پروری بود حالا همچون بیابانی بی آب و علف بیش از هرچیز زندگی روستایی را در منطقه به گروگان گرفته است.
بانک جهانی دلایل فقر اقتصاد روستایی را در عواملی چون پایین بودن میزان درآمد سرانه، بازدهی کم زمین و فرصتهای محدود شغلی برشمرده‌؛ و دلایل فقر اجتماعی روستایی را در سطح پایین سـواد و بالا بودن بعد خانوار که خود کاهش پس‌انداز و صرف هزینه هنگفت برای بهداشت، آموزش، مصرف غذایی و مسکن را به دنبال دارد، می‌داند. فقر روستایی به واسطه فشار بر منابع محیطی و بهره‌برداری غیراصولی و ناپایدار از ایـن منابع، موجب تشدید تخریب محیط زیست می‌شود؛ و بحرانهای زیست‌محیطی نیز به واسطه تحلیل و از بین بردن منابع مورد استفاده روستاییان، بـر شدت فقر آنان می‌افزاید. فقر پدیده‌ای چند بعدی است؛ یعنی نه تنها شامل بعد اقتصادی برای ارضای نیازهای اساسی بلکه شامل بعد انسانی، فیزیکی، زیست محیطی، اجتمـاعی و سیاسی نیز هست. محروم کردن روستاییان فقیر از درآمد کافی، آموزش مناسب، تساوی فرصتهای مشارکت و اتکای صرف به منبع درآمدی واحد، آنها را وادار می‌کند تا برای یک‌روز زندگی بیشتر، آنچه را نیاز دارند از محیط زیست بردارند.
عدم تحقق حقابه هیرمند و خشکسالی به خودی خود محیط زیست منطقه را با مشکل مواجه کرده و فقر نیز موجب دست‌اندازی بیشتر شده است. با گذشت چندین سال از خشکسالی به وضوح می‌توان بیان نمود و دید که کشاورزی که مهمترین فاکتور تولید مولد در منطقه بوده دیگری خبری از آن نیست و در حال حاضر باید شاهد کشاورزان فقیر, زمین‌های بایر, مراتع و جنگل‌های بی آب و علف و در حال تخریب باشیم. همچنین سیستانی که روزی انبار غله ایران محسوب می‌شد اکنون با خشکیدن رودخانه هیرمند که منجر به خشکیدن تالاب بین المللی‌هامون شده تخریب زیستگاه پرندگان و سایر حیوانات را در پی داشته است. خشکسالی‌های مفرط منطقه که پس از گذشت ۱۹ سال پیاپی وضعیت کشاورزی را به افت نهایی رسانده است و کمبود منابع آب زیرزمینی بطوریکه است که هیچ گونه چاهی جوابگوی زمین‌های کشاورزی نیست و قریب به اتفاق آب چاه‌ها شور و تلخ هستند و بی‌استفاده برای کشاورزی درنظر گرفته می‌شوند.
مقروض بودن بخشی از مردم با اخذ وامهای بنیاد مسکن و کشاورزی و کمبود منابع درآمدی به دلایل فوق و عدم پرداخت اقساط معوق، عدم توجه مسئولین اجرایی به مطالبه حق آبه سیستان از کشور همسایه (افغانستان )که نتیجه آن منجر به حذف‌هامون از نقشه کشور گردید، وجود طوفانهای شدید با ریزگردهای مداوم که فعالیت معدود خانواده‌ها ی شاغل را از آنان سلب نموده و خساراتی را به زیر ساختها خصوصا کشاورزی سال وارد نموده است را نیز می‌توان از جمله دلایل فقر در سیستان نام برد.
دلایل و فاکتورهایی که در ادامه درباره فقر بررسی می‌شود به طور عام کل استان را دربرمی‌گیرد که به طور طبیعی شامل منطقه سیستان هم می‌شود. بدیهی است اجرای سیاست‌های کاهش فقر، بدون تعیین گستره و ابعاد آنها، موفقیت چندانی نخواهد داشت و اصولا یکی از مسائل مهم در تدوین برنامه‌های کاهش فقـر، اطلاع از گستردگی فقر حاکم بر جامعه و عوامل موثر بر آن است.

عامل سواد در فقر
بررسی یک پژوهش دانشگاهی درباره فقر نشان می‌دهد بیشترین کاهش احتمال فقر خانوارهای شهری مربوط به میزان سطح تحصیلات سرپرست خانوار است به طوری که با افزایش یک پایه‌ای میزان سطح تحصیلات، احتمال فقیربودن خانوار ۲/۲۴ درصد کاهش می‌یابد. از این درحالی است که سیستان و بلوچستان بالاترین شاخص بیسوادی در کشور را به خود اختصاص داده است. بر اساس اعلام مرکز آمار در سال ۱۳۹۳ نرخ باسوادی کشور ۸۴.۷۵ اعلام شده که استان سیستان‌وبلوچستان با ۲۸.۴۴ درصد، بیشترین میزان بی سواد را کشور را داشت. با افزایش برنامه‌های نهضت سواد آموزی این میزان کاهش یافته اما همچنان سیستان و بلوچستان در صدر است. رئیس سازمان نهضت سوادآموزی چندی پیش درباره نرخ بی سوادی در استان سیستان و بلوچستان، گفت:«ما سالانه حدود ۴۰ تا ۴۵ هزار نفر در گروه سنی ۱۰ تا ۴۹سال را در استان سیستان و بلوچستان تحت پوشش سوادآموزی قرار می‌دهیم. علی باقرزاده با بیان اینکه نرخ بی سوادی در استان سیستان و بلوچستان حدود ۱۸ درصد گزارش شده است، افزوده بود:«این استان رکورددار نرخ بی سوادی در کشور است.» دلایل مختلفی برای این موضوع می‌تواند وجود داشته باشد. یکی از فاکتورهای مهم در این زمینه فقر است. یعنی همانطور که عامل سواد بر فقر اثرگذار است برعکس آن نیز وجود دارد. آمار کل استان نشان می‌دهد مطابق با آخرین اخبار هنوز ۷۰ هزار نفر کودک بازمانده از تحصیل در استان وجود دارد، برای جلوگیری از یک دور تسلسل میان فقر و بی‌سوادی نقش دولت بسیار حائز اهمیت است که بتواند حمایت ویژه از کودکان برای تحصیل داشته باشد. اما....
«در برابر دانش‌آموزان سیستان و بلوچستانی شرمسارم»، این شاه‌بیت صحبت‌های چندی پیش وزیر آموزش‌وپرورش بود در شورای عالی آموزش‌وپرورش سیستان و بلوچستان که میزان محرومیت شاخص‌های آموزشی در استان را نشان می‌دهد. سیستان و بلوچستان بدترین شرایط در بین ۳۱ استان کشور در شاخص‌های آموزشی را دارد. وزیر آموزش‌وپرورش می‌گوید:«سیستان و بلوچستان برای ما در اولویت است چراکه وقتی استان‌های کشور را از نظر امکانات و وضعیت آموزش و پرورش رتبه‌بندی می‌کنیم آذربایجان غربی جزو ضعیف‌ترین استان‌هاست اما فاصله شاخص‌های سیستان و بلوچستان با آذربایجان غربی بسیار زیاد است و اگر بتوانیم وضعیت آموزش‌وپرورش سیستان و بلوچستان را به آذربایجان غربی برسانیم، شاهکار کرده‌ایم.»
یکی از مهمترین فاکتورهایی که بی‌سوادی در این منطقه را دامن زده کمبود فضای آموزشی است. تصاویری که کودکان سیستانی یا بلوچ در ساختمانی مخروبه یا گاه در فضای باز کلاس درس تشکیل داده‌اند کم در فضای مجازی دست به دست نشده است.
آنطور که مدیرکل آموزش و پرورش استان گفته سرانه فضای آموزشی برای هر دانش‌آموز در این استان دو متر کمتر از متوسط کشور است و در مجموع ۴ هزار کلاس درس کم است! علیرضا نخعی همچنین با اشاره به اینکه در ۶ سال اخیر افزون بر ۱۳ هزار نفر جذب آموزش‌وپرورش سیستان و بلوچستان شده‌اند، تصریح می‌کند:«اما همچنان در استان سیستان و بلوچستان بالغ‌ بر ۱۲ هزار و ۶۰۰ نفر کمبود معلم وجود دارد.»

بیکاری موتور محرکه فقر
عامل دوم در گسترش فقر را باید بیکاری دانست. سیستان و بلوچستان همواره بالاترین نرخ‌های بیکاری را به خود اختصاص داده است. نبود زیر ساخت‌های لازم در خصوص راه‌اندازی کارخانه و کارگاه‌های تولیدی در سیستان و عدم رغبت سرمایه گذاران جهت هزینه نمودن در این منطقه؛ خالی بودن شهرک‌های صنعتی از کارخانه و کارگاه صنعتی بطوریکه تنها چند لامپ روشنایی بر ستون‌های تیر چراغ برق با صرف هزینه بیت المال همراه است، ترس از شکست و عدم ریسک پذیری و سرمایه گذاران این منطقه در اجرای کارهای تولیدی و اشتغال زا؛ بسته شدن مرز تجاری در شهرستان هیرمند، عدم فعالیت تجار و سلب اشتغال جوانان وخانواده‌ها در حاشیه مرز و از بین رفتن فعالیت‌های کشاورزی، صید و صیادی و حصیر بافی که به علت بی آبی‌هامون و نبود آب در همگی از دلایل بیکاری و به تبع آن فقر در منطقه است.
مطابق گزارش مرکز آمار ایران سیستان و بلوچستان در بهار ۹۷ با نرخ ۱۸.۶درصد رتبه سوم بیشترین میزان بیکاری در کشور را بعد از چهارمحال و بختیاری و کرمانشاه به خود اختصاص داد. نرخ بیکاری در تابستان ۹۷ البته کاهش حدود سه درصد داشته است. سیستان و بلوچستان در تابستان نرخ بیکاری ۱۵.۳ درصد را برای خود ثبت کرد. این کاهش بیکاری نسبت به بهار درحالی است که در مجموع نسبت به تابستان پارسال میزان بیکاری در استان ۴.۷ درصد بیشتر شده است.

تضعیف کشاورزی و دامپروری
در یک پژوهش دانشگاهی نتایج بررسی وابستگی روستاها در سیستان به جریان آب هیرمند موید آن اسـت کـه ۹۸ روسـتا از ۱۰۱ روسـتای مـورد مطالعه دارای وابستگی مستقیم یا غیر مستقیم به جریان آب هیرمند هستند. روستاهای دارای وابستگی مستقیم به جریان آب هیرمند، روستاهایی را شامل می‌شود که ساکنان آن‌ها از طریق کانال‌ها یا نهرهای سنتی، مستقیما از آب هیرمند برای فعالیت‌های کشاورزی خویش استفاده می‌نمایند. اولین تاثیر نبود آب بر کشاورزی به عنوان مهمترین منبع درآمد در منطقه است. معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی سیستان و بلوچستان چندی پیش درباره سطح زیر کشت گندم در استان گفت:«در سال زراعی جاری، ۴۰ هزار هکتار زمین کشاورزی استان به کشت گندم اختصاص داده شده است که ۳۰ درصد کاهش نشان می‌دهد.» دهمرده علت این کاهش را قطع آب رودخانه هیرمند در شمال سیستان و بلوچستان بیان کرد.» این درحالی است که ابتدای امسال نیز خبرها از خسارت سنگین به دامپروری سیستان حکایت داشت. رئیس سازمان جهاد کشاورزی سیستان و بلوچستان خسارت وارد شده به حوزه دامپروری شمال سیستان و بلوچستان را افزون بر ۴۰ میلیارد تومان ذکر کرد و گفت:«بر اساس آمار و بررسی‌های کارشناسی شده به ستاد بحران خشکسالی سیستان خیلی شدید و خشکسالی بلوچستان به صورت شدید تایید شد.» ‌مجتبی پیری جمعیت دام سنگین سیستان را ۴۰ هزار راس و دام سبک را ۸۰۰ هزار راس عنوان کرد و افزوده بود:«از آنجایی که خشکسالی اخیر به فعالان این بخش نیز خسارت وارد کرده است تامین چهار هزار تن علوفه یارانه‌ای دام از محل اعتبارات استانی در دستور کار قرار گرفته است. خشکسالی ۷۲۶ میلیارد تومان به کشاورزان و دامپروران منطقه سیستان(شامل شهرستانهای زابل، زهک، هیرمند، نیمروز و‌هامون) در سال زراعی ۹۶- ۹۷ خسارت وارد کرد‌.» او بیان کرد: از مجموع ۲۴۲ هزار هکتار اراضی دشت سیستان ۱۶۰ هزار هکتار آن قابل کشت است که همه ساله به دلیل محدودیت‌های آبی سطح زیر کشت کاهش چشمگیری می‌یابد‌‌. کاهش بارندگی و عدم آورد آب از رودخانه هیرمند در سال زراعی ۹۶ -۹۷ سبب شد تنها ۴۹ هزار هکتار زمین‌های کشاورزی و ۲ هزار هکتار باغات منطقه زیر کشت محصولات کشاورزی برود که آنها نیز براثر خشکسالی شدید ۱۰۰ درصد دچار خسارت شدند‌.» پیری گفت:«از مجموع ۴۹ هزار هکتار مزارع کشاورزی دشت سیستان تنها ۹ هزار هکتار آن زیر پوشش بیمه بود که براساس برآوردهای انجام شده ۱۰ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان به کشاورزان تعلق خواهد گرفت‌. براساس شدت خسارت وارده به کشاورزان سیستان با برنامه‌های صورت گرفته درصدد هستیم به زمین‌های کشت شده آسیب دیده منطقه یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان و برای مزارع کشت نشده یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان خسارت پرداخت شود‌.»

جای خالی صنعت در سیستان
بدون تردید صنعت را باید مهمترین فاکتور توسعه و اهرم مقابله با فقر و بیکاری قلمداد کرد. کشور به طور کلی در بخش صنعت با چالش‌های مختلفی مواجه است و آنطور که باید و شاید فرصت شکوفایی در این بخش میسر نشده است. با این حال رشد نامتوازن در این مورد نیز دیده می‌شود و سیستان و بلوچستان کمتر توانسته از موهبت صنایع بهره‌مند شود. از همین رو دولت برای رفع تبعیض و کاهش نرخ بیکاری در مناطق محروم سال گذشته کارخانه لاستیک‌‌سازی سیستان را در قالب کنسرسیوم ایران و چین کلید زد، این طرح با بیش از ۸۰۰ میلیارد تومان سرمایه گذاری ارزی و ریالی و اشتغال ۱۳۵۰ نفر به صورت مستقیم و تولید سالیانه ۵۰ هزار تن لاستیک خودرو در شهرک صنعتی «رامشار» واقع در منطقه سیستان از طریق فاینانس و بخشی از منابع داخلی شروع به کار کرد اما متاسفانه پس از یک سال از شروع این طرح با انصراف چینی‌ها طرح متوقف شد. با توجه به اینکه این کارخانه در مسیر ترانزیتی کریدور شمال به جنوب قرار دارد می‌تواند نقش مهمی در بین المللی شدن منطقه سیستان و صادرات به کشورهای همسایه داشته باشد. علاوه بر این در سطح کارگاه‌ها نیز فرش دستباف سیستان که ثبت جهانی شده است می‌تواند علاوه بر ایجاد اشتغال در منطقه ارز آوری نیز داشته باشد اما برای چنین فرآیندی نیاز به سرمایه گذار است تا بافنده‌ها به شکلی منسجم روی پروژه‌هایی مطابق با سلیقه‌های مشتری کار کنند و از بافت فرش بدون توجه به سلیقه مشتری داخلی و خارجی اجتناب شود.

مهاجرت انتخاب اول مردم
یک کارشناس حوزه سیستان در ‌گفتگو با ما گفت:«درباره چرایی وجود محرومیت و فقر در منطقه باید گفت عوامل طبیعی و مدیریتی دست به دست هم داده تا مشکلات روز به روز پیچیده‌تر شود و نمود ملی پیدا کند. در بحث طبیعی وابستگی به هیرمند که آب آن وارد نمی‌شود درنهایت موجب شده تا کشاورزی و دامداری به عنوان هسته اصلی ایجاد درآمد در منطقه از بین برود. علاوه‌بر این چنین چالشی همراه شده با برخی سیاست‌های گاه غیرعاقلانه‌ای که در منطقه اعمال می‌شود.»
صفر اسلامی افزود:«یکی از چالش‌ها در مرز است جایی که دیوار مرزی کشیدند و در واقع بحث تجارت هم که شغل دیگر مردم این دیار بود از بین رفته است.» این کارشناس حوزه سیستان ادامه داد:« در کنار این موارد باید ناکارآمدی برخی مدیران استانی را قرار دهیم که سبب دامن زدن به مشکلات شده است. متاسفانه استان سیستان و بلوچستان آزمایشگاهی برای کسب تجربه مدیران شده است. افرادی که اولین تجربه مدیرتی خود را می‌خواهند آغاز کنند به سیستان فرستاده می‌شوند تا بعد که باتجربه شوند به نقطه دیگری از کشور بروند درحالی که در منطقه‌ای که مشکلات بیشتر و مسائل پیچیده‌تر است باید افراد کارکشته‌تر به کار گرفته شوند تا با تجربه‌ی خود بتوانند چالش‌ها را مدیریت کنند.» اسلامی یادآور شد:«در حوزه سیستان واقعیت ماجرا این است که اگر تدبیری‌اندیشیده نشود در آینده نزدیک نقطه سرزمینی که جمعیت را در خود جای دهد به صفر می‌رسد، درحال حاضر مهاجرت انتخاب اول مردم این منطقه است، به ویژه افرادی که وضعیت بهتر مالی یا تحصیلی دارند مهاجرت را انتخاب می‌کنند.» او با بیان اینکه مهاجرت این بخش منطقه را با مشکلایت مواجه می‌کند افزود:«بخش ضعیف‌تر جامعه که توان مهاجرت ندارند نیز روی به قاچاق می‌آورند و به قول معروف با جان خود بازی می‌کنند.» اسلامی در پایان درباره میزان کاهش جمعیت در منطقه سیستان گفت:«درباره میزان مهاجرت اکرچه کمتر سعی می‌شود آماری به افکار عمومی داده شود اما با مشاهده روستاها و بررسی شواهد می‌توان گفت در حال حاضر یک سوم روستاهای منطقه سیستان خالی از سکنه شده است، مردم یا به حاشیه شهرهای بزرگ‌تر رفته‌اند یا به طور کلی منطقه و استان را ترک کردند.»


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام