کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 15 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
چهارشنبه, 28 آذر 1397   Wednesday 19 December 2018
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 15 آذر 1397

صفحه خبر: صفحه آخر

در حال مطالعه خبر خاموش نکردن
چراغ های سالن یکی از دانشگاه‌ها هنگام اکران
یک فیلم بودم که دوستی که با من تله پاتی دارد تماس گرفت و گفت: راستی شنیدی تو دانشگاه فلان شهر موقع اکران فیلم "دارکوب" اجازه نداده چراغ‌های سالن خاموش شود، شایعه کردند چون دختر و پسرها در سالن هستند چراغ ها را خاموش نکنید؟ وقتی هم دانشجویان اعتراض کردند؛ کنترل‌چی سالن به طنز گفته: می خواین فیلم تو تاریکی ببینید برید سینما نه تو سالن دانشگاه! گفتم اول اینکه اینها شایعات و مطایبه شبکه های مجازی و امثال توست. چون دختر و پسرها یا همان دانشجویان در ردیف‌های جداگانه قرار داشتند و بین آنها فاصله به قدر کفایت بوده ، ضمن اینکه دانشگاه جوابیه داده توضیح
داده چون سالن دارای شیب بوده درتاریکی امکان زمین خوردن حضار وجود داشته،
چراغ های کناری سالن که در سینماها هم همیشه
روشن است روشن بودند . با خشم و هیاهو
انگار فیلم "خشم و هیاهو" را دیده باشد
گفت : اصلا چه معنی داره این همه جوون تو یک سالن تاریک بشینند؟ فیلمی مثل دارکوب با آن همه فضاهای تاریک و سیاه از جامعه ببینند، چرا حاشیه درست می کنند؟ خوب شد شفاف‌سازی کردی پس مشکل سر شیب سالن و تاریکی بوده . من به دانشجویانی که از روشن بودن چراغ سالن دلخوربودند عرض می کنم: "گمان مبر که چراغ روش است به تو تردیدی هست – شیب تند سالن و تاریکی تنها علت است"! اما قبلا فقط با شیب قیمت ها مشکل داشتیم حالا با شیب سالن فلان دانشگاه، راستی تو فیلم "دارکوب" را دیدی برخی
منتقدین می گویند فیلم از فقر فرهنگی
می گوید. گفتم فیلم را ندیدم، اما احساس می کنم مثل دارکوب هستم که برای ساخت لانه یا پیدا کردن غذا به تکرار باید به تنه درخت زندگی نوک بزنم تا نیازهایم برآورده شود. خندید و گفت داداش بپا نوک ات نشکنه . گفتم باشه چشم .اما در مطلبی در مورد دارکوب ها نوشته بود :
آوای دارکوب همچون خنده‌ای دیوانه‌وار است و صدای نوک ‌زدنش به درختان گاه آنقدر بلند است که گویی کسی دارد با چکش بر درخت می‌کوبد. دقیقا احساس می کنم آوای من هم آوای مجنون وارگی و خنده ای دیوانه‌وار است صدای چکش زدن مرا بر درخت زندگی
می شنوی؟
آهی از ته دل کشید و گفت: داداش شیب ذهنی و تخیل تو از شیب سالن اون دانشگاه انگار تندتره .


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام