کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 15 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
چهارشنبه, 28 آذر 1397   Wednesday 19 December 2018
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 15 آذر 1397

صفحه خبر: صفحه آخر

محمد جوان: همین که آقای رئیس‌جمهور در جمع مردم شاهرود با صدای بلند و رسا گفت: به تمام وعده‌های انتخاباتی‌ام درسال 96 عمل خواهم کرد. خبرنگاری که روزگاری در این جا خبرنگار پارلمانی بود اما این روزها در ینگه دنیا تبلت به دست در کوچه و خیابان می‌چرخد و هرازگاهی موج تازه‌ای به راه می‌اندازد به تلگرام گوشیم پیام داد: اصغرخان! به رئیس‌جمهور روحانی بگو فلانی گفت؛ شما به همون وعده‌ای که سال 92 دادی عمل کن،مابقی
پیشکش!
من واقعا حیرت کردم.خیلی عجیب بود. گاهی اوقات پیرامونم مسائلی اتفاق می‌افتاد که تجزیه و تحلیل آن از عهده و توان من خارج بود. الان این آدم با این سرعت از کجا متوجه دیالوگ رئیس‌جمهور روحانی شد که سریع به من پیام داد. از نظر ساعت و محدوده جغرافیایی نیز فراتر از تصور بود. قاعدتا باید در این ساعت او غرق خواب ناز باشد، نه مستمع سخنان جناب آقای رئیس‌جمهور!
با سیر اتفاقات اینچنینی کم‌کم به خودم و حوادث پیرامونم به دیده شک و تردید نگاه می‌کردم. فکر می‌کنم یا دچار مالیخولیا شده بودم یا این که ارواح و اجنه زمام امور را به دست گرفته بودند و خودم بی‌خبر بودم. هرچه بود این ماجرا و توهمات گاه و بی‌گاهم از آن قهوه‌های کذایی بولیویایی شروع شد. خدا باعث و بانیش را لعنت کند که مرا به این روز انداخت.
اما هرچه که بود و نبود وی شاید پر بیراه نمی‌گفت.
بخش عمده‌ای از طرفداران رئیس ‌جمهوری پس از گذشت قریب به یکسال و هفت ماه از برگزاری انتخابات‌ریاست‌جمهوری،دکتر روحانی و تیم او را منفعل می‌دیدند و جز مشتی شعار و افزایش سه برابری قیمت‌ها چیز دیگری نمی‌دیدند.حال این که آقای رئیس‌جمهور در این تحریم ظالمانه مردک یانکی چگونه می‌خواست به وعده هایش عمل کند، برای من که سخنگوی دولتش بودم جای سوال بود، چه برسد به مردم کوچه و خیابان که اکثرا نگاه سابق را
به دولت دوازدهم ندارند و امیدشان کمتر
شده است.
دقیقا در همین اوانی که روحانی از پشت تریبون به شعارهایش ادامه می‌داد و من غرق در تامل و تفکر بودم به ناگاه متوجه پیامک دیگری شدم. این بار دکتر محسن رنانی جامعه‌شناس، ضمن گلایه از حقیر، خواسته بود تا ناامیدی را از خود دور سازم و امید مردم را با این یاوه‌هایی که در ذهنم می‌بافم و دراین ستون منتشر می‌کنم، بیشتر از این بر باد ندهم.
جل الخالق. اوضاع اگر همین گونه پیش برود. می‌ترسم سروکارم به دارالمجانین برسد و سخنگویی دولت را از من بگیرند. با خود عهد کردم به محض بازگشت از شاهرود خودم را به «طبیب دربار» ببخشید «پزشک نهاد» نشان بدهم.بلکه از این اوهام خلاصی
یابم...!


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام