کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 15 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
یکشنبه, 29 مهر 1397   Sunday 21 October 2018
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 19 مهر 1397

صفحه خبر: صفحه آخر

محمد جوان: درتمام مدتی که از باند پرواز کاخ سفید به نیویورک و از فرودگاه تا هتل کازابلانکا بازگشتم به رفتارعجیب ترامپ و بغض پایانی‌اش اندیشیدم. با این رفتاربرایم مسجل شد دونالد برخلاف آنچه نشان می‌دهد انسان پیچیده و عجیبی نیست. از آن‌هایی است که با یک غوره سرد و با یک مویز گرم می‌شود. به هتل بازگشتم و تا ظهر روز بعد تخت خوابیدم. گویا صبح زود محمود و حسن آمده بودند و چند باری صدایم کرده بودند اما دیده بودند عمیق خوابیده‌ام دلشان نیامده بود بیدارم کنند اما ظهر که برای نهار برگشتند آقای روحانی، محمد جواد ظریف وزیرامورخارجه را دنبالم فرستاد تا به اتفاق ایشان نهار را سرو کنم. در حالی‌که هنوز گیج و منگ حوادث دیشب بودم به آقای رئیس‌جمهور و هئیت اعزامی به نیویورک پیوستم. به محض این که به میز جناب آقای رئیس‌جمهور نزدیک شدم. حسن آقا از جا برخاست و لبخند برلب با صدای بلند گفت: کجایی آقای سخنگو، دلم برایت به اندازه قد یک ارزن شده است. بعد صندلی‌اش را جابه‌جا و یک جا برای من خالی کرد. محمود در حالی که سعی می‌کرد خودش را بی‌تفاوت نشان بدهد زیرچشمی من و آقای رئیس‌جمهور را پایید. فکر می‌کنم کمی تا قسمتی حسودیش شد. رئیس‌جمهور روحانی پس از آن که کنارش نشستم یواش و بی‌سروصدا زیرگوشم زمزمه کرد: هیچ معلوم هست تو کجایی بشر؟ به جان حسن به مرگ اصغر نیت کرده بودم اگر نیامدی خودم بیایم و با لگد بیدارت کنم. - یاد مدرسه و دیر بیدار شدن‌هایم افتادم و اردنگی‌های بابا هاشمم! - الله اکبر؛ دوباره آقای رئیس‌جمهور از آن حرف‌هایی زد که غیرقابل تصور بود. آهسته و آرام به او گفتم: خبرهای تاپ ودست اولی برایتان دارم ان‌شاالله بعد نهارعرض خواهم کرد. سرو نهار که به پایان رسید من و آقای رئیس‌جمهور به پنت‌هاوس رفتیم و ماوقع دیدار خودم و ترامپ را برای ایشان تعریف کردم. روحانی مقداری تامل کرد و سپس گفت: مانده‌ام قسم این آقا را باورکنم یا دم خروسش را؟! به ایشان عرض کردم: تصدقت بشوم شما همان دم خروس را دریاب بی‌خیال قسم.
درحین صحبت کردن با جناب رئیس‌جمهور بودیم که محمد جواد ظریف بدو بدو و نفس‌زنان خودش را به ما رساند و گفت: مژده مژده جناب آقای رئیس‌جمهور، دونالد ترامپ لحظاتی قبل در صفحه توئیترش شما را یک مرد جنتلمن و فوق‌العاده دوست‌داشتنی نامید و ابراز امیدواری کرد که درآینده‌ای نه چندان دور با شما ملاقات کند. من یک لحظه یاد ضرب‌المثل شتر در خواب بیند پنبه دانه افتادم و سری تکان دادم. رئیس‌جمهور حسن که گویا مرا زیر نظر داشت، گوشی‌اش را به من داد و گفت: همین الان پاسخ توئیترش را بده و من بی‌معطلی نوشتم: به جای حرف، صداقت و جدیت لازم است. ملاقات زمانی انجام خواهد شد که به نفع دو ملت و دو کشور باشد. روحانی توئیت مرا خواند و تحسین کرد. محمد جواد ظریف که ازفرط حسادت منفعل مانده بود عذرخواهی کرد و برای هماهنگی بیشتر جهت تنظیم دیدارهای رئیس‌جمهور ازجمع ما جدا شد. امروز عصر در مجمع عمومی سازمان ملل اتفاق مهمی قراربود رخ بدهد. ابتدا پرزیدنت ترامپ سخنرانی داشت و سپس حسن روحانی باید مواضع ملت رشید ایران را به سمع و نظر جهانیان می‌رساند. با جناب آقای رئیس‌جمهور دوباره متن امید مافی را بررسی کردیم، یحتمل باید حرف‌های ترامپ را می‌شنیدیم و بعد همه جوانب را درنظر می‌گرفتیم. یقینا این عاقلانه‌ترین و بهترین کار ممکن بود.
ادامه دارد...


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام