کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 15 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
دوشنبه, 30 مهر 1397   Monday 22 October 2018
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 19 مهر 1397

صفحه خبر: گزارش

وقتی برای مطالعه تاریخی و بررسی گذشته سیر تحولات پزشکی و دامپزشکی به کتب و اسناد تاریخ نگاه می‌کنیم چون سایر زمینه‌ها، ایران و ایرانی و ایران زمین را پیشتاز و سرآمد و بنیان‌گذار این رشته‌ها که تحول بزرگی در زندگی انسان‌ها را باعث شده به روشنی می‌شناسیم و به آن افتخار می‌کنیم، تحقیق در این زمینه‌ها بسیار فراوان است اما باز در این تحقیقات و کتب و مقالات نوشته شده، دانشمندان و نویسندگان و محققین ایرانی دست برتر را دارند. دانشمند، نویسنده و استاد مسلم در این باره کسی نیست جز «دکتر تاج‌بخش» دکترای دامپزشکی و چهره ماندگار علوم دامی کشور و بهتر بگویم تاج بخش و تاج دار تاج‌آوران جهان که کلامش سحرآمیز، سخنش دل نشین و نوشته‌ها‌یش بزرگ‌ترین و پربارترین و گویاترین سند و مدرک علم شناسان و مورخین ایران و جهان است، درود خدا بر او «کز ما به جز درود برای نثار نیست». این فرزند افتخار آفرین وطن امسال هم چون پارسال‌ها آمده بود تا در روز ملی دامپزشکی سخن بگوید و تشنگان گفتار خود را از گفتار ناب اَلَست سیراب سازد، چون او علاوه بر استاد علوم پزشکی و دامپزشکی در ادب، شعر و نثر فارسی نیز عالمی عامل و ادب شناسی بی‌بدیل است. او گفتار خویش را با شعری از حافظ آغاز کرد که حیفم آمد عینا نقل نشود.
شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت‌ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سیم‌تنان
کمتر از ذره نئی پست مشو مهر بورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
بر جهان تکیه مکن ور قدحی می‌داری
شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم
که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان
گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان
دکتر تاج بخش در مورد تعیین روزی به عنوان روز ملی دامپزشکی در کشور عنوان نمودند، چند سال قبل دکتر مهدی خلج «رئیس سابق دامپزشکی کشور و مشاور فعلی وزیر جهاد کشاورزی» که آن موقع دانشجو بود این پیشنهاد را مطرح کرد که نهایتا با پیگیری در نهادها و هیئت دولت و مجلس تصویب شد، ایشان همگان را به همدلی و همراهی فراخواند و اظهار نمود بهتر است از «من و تو» دست برداریم و «ما دید واحده» شویم- دکتر تاج بخش در یکی دیگر از جلسات و برگزاری روز ملی دامپزشکی گفت. در تاریخ و سابقه بیماری‌های دامی نقل شده که در برهه‌ای از زمان بیماری طاعون گاوی شایع شد و جمعیت زیادی از گاوها تلف شدند فردی الاغی داشت از ترس بیماری و بیمار شدن، دام خود آن را در پستویی پنهان کرد و در همانجا دام را تغذیه می‌کرد، روزی برای سرکشی و تغذیه دام خود رفت و الاغ را مرده یافت!!! دست‌ها را به سوی پروردگار دراز کرد و گفت «ای خدا من از دست مامورین تو به کجا شکایت کنم؟ تو دستور داده‌ای گاوها را بکشند و آنان الاغ مرا کشته‌اند اینها فرق گاو و الاغ را نمی‌دانند! چقدر این گفته و رویداد تاریخی مصداق فعلی برخی کارکنان دولت است که آنان موظف شده‌اند تا گره از کار خلق باز کنند اما آنان به گره زدن در کار خلق مشغولند و این دست یکی از علت‌های اساسی و نارضایتی مردم- مهندس حجتی وزیر جهاد کشاورزی در سخنان خود از اهمیت دامپزشکی و نقش آن در اقتصاد کشور اشاره کرد و از شاغلین این حرفه و زحمات آنان قدردانی نمود و تندیس و لوح تقدیرهایی که به پاره‌ای از عزیزان اهدا شد در حضور ایشان بود اما مراسم روزهای دامپزشکی را نیمه کاره رها کرد (چون سال‌های گذشته) آیا دامپزشکان کشور و ارگان‌های مختلف دامپزشکی و به تعبیری درست این سربازان بی‌نام دامپزشکی حق ندارند سالی یک بار وزیر خود را تا پایان مراسم در کنار خود داشته باشند و ایشان بمانند و از خواسته‌ها، کرده‌ها و ناکرده‌ها و نیازهای این صنف آگاه شوند!! به یاد دارم در یکی از دانشگاه‌ها شاید دانشگاه شریف مرحوم دکتر حبیبی گفت: فرهنگ غرب اگر بیاید با فرهنگ ما مخلوط نمی‌شود بلکه فرهنگ ما در فرهنگ غرب حل می‌شود! متاسفانه بنده تصور می‌کنم با ادغام وزارت کشاورزی و جهاد سازندگی، جهاد در وزارت کشاورزی حل شد و از جهاد و اقدامات جهادی و ایثار و از خودگذشتگی چیزی قابل لمس باقی نمانده است و از خدا می‌خواهم که من اشتباه برداشت کرده باشم. دکتر کلانتری معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست خود تشریف نیاورده و پیامی فرستاده بودند و ایشان هم با یک پیام سفارشی و به قولی تلگرامی به این روز ملی عکس العمل نشان داده بودند. لابد خود کار واجب‌تری داشتند و ضرورتی برای حضور ندیده بودند! کاش این پیام هم قرائت نمی‌شد و به آن عزیزی که پیام را آورده بود گفته می‌شد خود به عنوان عضوی از سازمان حفاظت محیط زیست صحبت کنید کافی است!!
دکتر رفیعی‌پور ریاست محترم سازمان دامپزشکی کشور در بیانات خود اشاره‌ای گذرا به کارهای انجام شده یا در دست اقدام نمودند و از حاضرین و شرکت کنندگان تشکر کردند و فرمودند از نظر بین‌المللی درصدد ارتباط‌گیری با ارگان‌های بین‌المللی مربوطه هستیم و اولین سمینار روسای دامپزشکی کشورهای عضو اکو در همین هفته در تهران برپا می‌شود- دکتر صفوی رئیس نظام دامپزشکی کشور یکی دیگر از سخنرانان روز ملی دامپزشکی کشور بود، ایشان اظهار داشتند ضرورتی ندارد مردم و جامعه تک تک ماه‌ها را بشناسند بلکه بهتر است با عملکرد خود باعث شناساندن خود به مردم شویم، او اظهار داشت آیا توانسته‌ایم افرادی در این رشته‌ها پرورش دهیم که خدمت به مردم در ذات وجودی آنان موجود باشد و خدمت به مردم را تنها هدف و راهبرد خود بدانند، وی اظهار داشت سال گذشته هم مطالبی اظهار شد و خواسته‌هایی مطرح شد که اگر مجددا عنوان کنم مشاهده می‌گردد. هیچ کدام عملی نشده و در هیچ موردی از آن مطالب اقدامی معمول نشده است! -عزیزی می‌گفت، عده‌ای نفعشان در کار نکردن است و هر چه به آنان بگوییم کار کردن خوب است خود را به نفهمیدن می‌زنند و به قولی «سخت است فهماندن نکته‌ای به کسی که منافع‌اش در نفهمیدن آن نکته است»!!- گفت دست‌هایی در کار است تا، حرف او را قطع کردم و گفت: تو را خدا بقیه را نگو زیرا اصولا کاری نمی‌کنند تا دستی در کار باشد!!! چندی قبل پاره‌ای مطبوعات به ویژه روزنامه آفتاب یزد مطلبی را تحت عنوان «فرزند شما کجاست؟» یا فرزند شما چه می‌کند؟ مطرح کردند اما ظریفی پیشنهاد کرده بود که شما به جای این سوالات از مسئولان بپرسید: وجدان شما کجاست؟ وجدان شما کجا رفته؟ به راستی سوالی کلیدی و حیاتی و مهم است اگر وجدان مسئولین بیدار بود و آنها وجدانا انجام وظیفه می‌کردند این همه نابسامانی، این همه انبارهای محتکرین و این همه بی‌وجدانی و مردم ستیزی وجود نداشت، آخر کدام آدم با وجدان به خود اجازه می‌دهد حتی پوشک بچه‌ها را در انبار‌ها مخفی کند و بگویند موجود نیست!‌ای زالو صفت‌ها‌، ما می‌توانیم غذا کمتر بخوریم، وسایل خانه نخریم، میوه نخوریم اما شما توقع دارید به بچه‌ها هم بگوییم حق اجابت مزاج ندارید؟!
آیا مملکتی که چند هزار سال سابقه تاریخی دارد، کشوری که روزی پرچمدار تمدن جهان بوده و محل و مبداء تمدن‌ها‌ست باید گروهی از مردمش چنین با وجدان باشند؟! البته نگارنده بخش اعظم این نابسامانی‌ها را متوجه وزارتخانه‌ها و مسئولان دولتی می‌دانم- چگونه وزارت فلان و سازمان بهمان از هزاران انبار کالا بی‌اطلاع است؟ چگونه نمی‌داند کسی چه ارزی گرفته و چه وارد کرده؟ پس چگونه صادرات و واردات را کنترل می‌کردید؟ بلی شاهکار نیست، زنی گدا که زیر پل می‌خوابد چندین صد دستگاه ماشین چند میلیاردی وارد کرده باشد!! آیا این تدبیر و امید نیست؟ آیا این معجزه نیست؟ ظروف سربسته ماست‌هایی که در همین روز ملی دامپزشکی با ناهار توزیع شد. بیش از نیمه ظرف‌ها خالی بود، خب کمیت و کیفیت این مواد غذایی را کی نظارت و کنترل می‌کند؟
در فرحزاد درون شهر تهران، سولقان کنار شهر تهران- جنوب شهر، بازار قدیم همدان و... چه کسی فاجعه‌های توزیع مواد خوراکی آلوده را ندیده و چه کسی کنترل می‌کند و نظارت دارد؟ بهتر است از گنده گویی‌ها و سمینار بازی‌ها و جلسات و شرکت در مجامع بی‌بو و بی‌خاصیت دست برداریم و با واقعیت زندگی مردم و مشکلات آنان همراه و همگام شویم و دل بسوزانیم و رفع مشکل کنیم. به خدا از این جلسات سودی حاصل نخواهد شد که مردم خود پشت درِ این جلسات مانده‌اند!!!
چند سال قبل که در استان کهگیلویه و بویراحمد مشغول کار بودم، روزی در جلسه تشکیل شده در استانداری که با حضور همه مسئولان شکل گرفته بود شرکت داشتم جلسه تا نزدیکی‌های نیمه شب ادامه داشت تا نوبت به نماینده سازمان حفاظت محیط زیست رسید، او آمارهایی از تعداد گنجشک‌ها‌- کلاغ‌ها و... از جمله روباه‌ها ارائه کرد، استاندار که خستگی و بی‌علاقگی حاضرین برای شنیدن این مسائل را ملاحظه کرد، گفت، اگر همه آمارهای شما درست باشد آمار شما در مورد روباه‌ها درست نیست چون، شب گذشته یکی از آنها را در محوطه باغ استانداری کُشتیم!! که با خنده حاضرین جلسه پایان یافت!!
در مقاله‌ای چنین خواندم که در شهر «تفرش» در گذشته مردم به حمام‌های عمومی می‌رفتند و در آن زمان برق هم وجود نداشت و درون حمام‌ها از نور بی‌بهره بود، گویا به افراد با سواد و سرشناس «میرزا» می‌گفتند، شخصی که به حمام رفته بود شنید که مرتبا دلاک‌ها و کیسه‌کش‌ها فریاد می‌کنند که در «میرزا را لگد نکنید، میرزا را لگد نکنید» آن شخص حوصله‌اش سر رفت و گفت: «یکی از این میرزاها را بفروشید و با پول آن یک چراغ برای
حمام بخرید!!!»
عزیزان مسئول بیایید این سمینارها، جلسات، شرکت در مجامع بین‌المللی و هزینه‌های جانبی آن را حذف کنید و با پول آن و سایر منابع، محلی و زمینی وسیع تهیه کنید و برای سازمان دامپزشکی کشور ساختمانی آبرومند که حتی دارای باند هلیکوپتر باشد بسازید تا از این وضع فعلی در دو راهی یوسف آباد رهایی یابد که این محل برای یک دستگاه ماشین پارکینگ دارد زیبنده و در خور سازمانی که عهده دار یکی از عظیم ترین واحدهای کشوری در جهت بهداشت دام، طیور، آبزیان و بهداشت جامعه و تامین غذایی مردم و اقتصاد کشور است نمی‌باشد، شما در این راه به خدا توکل کنید آستین‌ها را بالا بزنید آنگاه خواهید دید که خدا کار را زودتر از شما شروع خواهد کرد.
در جلسه روزهای دامپزشکی دو نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم حضور داشتند، دکتر کیخا رئیس کمیسیون کشاورزی و دکتر داوودی، دکتر کیخا ضمن بیان مطالب خود اظهار داشت که بازدیدی از موسسه رازی حصارک داشته و این موسسه که حدود 90 سال قبل تامین شده است وظیفه‌اش تحقیقات بوده در حالی‌که بیشترین وقت آن صرف تهیه واکسن‌های دام و طیور شده است. در این رابطه دکتر داوودی عقیده دیگری داشت و بیان نمود که تهیه واکسن‌های دام و طیور از اساسی‌ترین وظیفه این موسسه است و دیگران نباید در این پروسه علمی ندانسته اظهارنظر نمایند، نگارنده صرف نظر از اصل اظهارنظر این دو نفر نماینده مجلس شورای اسلامی که ایرادات زیادی به هر دو نظر وارد است اصلا انتظار نداشت که دو نماینده قوه مقننه کشور در یک نشست نظرات فنی صددرصد مخالف همدیگر داشته باشند و حاضرین از جمله بنده نفهمیدیم که بالاخره وظیفه این موسسه از نقطه نظر مجلس چیست؟
به هر صورت با دکتر کیخا صحبت کردم و قرار شد در جلسه‌ای در مجلس نکات حیاتی و در خور توجهی در این باره را با ایشان در میان بگذارم اما عجالتا عقیده دارم چنین موسساتی نباید تولیدات خود را رها کند و تحقیقات را کنار بگذارند که این دو از نظر فنی و اجرایی و علمی لازم و ملزوم همدیگرند- از سویی از نمایندگان مجلس این توقع و انتظار وجود دارد که نقطه نظرات مخالف یا موافق خود را در مورد مسائل علمی و فنی در مجلس ارائه فرمایند و آن را در جلسات عمومی و علمی مطرح نفرمایند- به هر صورت مطالب و مسائل زیادی در مورد روز ملی دامپزشکی کشور وجود داشت و دارد که از حوصله این مقاله خارج است اما وظیفه دارم از مسئولان و برپا کنندگان این جلسه به سهم خود تشکر و قدردانی نمایم و نکته‌ای را در پایان تذکر دهم و آن این است که در مورد مسائل امنیتی و حفاظتی هیچ‌گونه تدابیری اندیشیده نشده بود که باید به امید پروردگار در جلسات مشابه به آن توجه لازم به عمل آید-
گمان نبر که به پایان رسید کار مغان- هزار باده ناخورده در رگ تاک است


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام