کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
شنبه, 31 فروردین 1398   Saturday 20 April 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 17 مهر 1397

صفحه خبر: شبکه

آفتاب یزد – گروه شبکه: پس از پایین آمدن قیمت ارز، ویدئوی شادیِ بغض آلود پدر یک کودک بیمار زنجانی از کاهش نرخ دلار در فضای مجازی منتشر شد. ویدئویی که در آن زمان به خاطر حرف‌های آن پدر که می‌گفت
« آمده‌ام فقط کاهش قیمت دلار را ببینم. من
یک فرزند دارم که 4 ساله است که مبتلا به سرطان است. قبل از گرانی دلار هر آمپول او را یک میلیون و صد هزار تومان می‌خریدم اما بعد از گرانی به سه برابر سه میلیون و سیصد می‌خرم» اشک و ناراحتی خیلی ها را در پی داشت. نامش افشین ولی خانی است که چندی پیش به همراه پسرش مهمان سیدعلی ضیا، در برنامه «فرمول یک» بود. او دراین برنامه نیز حرف‌هایی را زد که خیلی متاثر کننده بود.
افشین ولی‌خانی در ابتدای این برنامه درباره بیماری فرزندش توضیح داد: «سال 94 بیماری فرزندم را در زنجان تشخیص ندادند. بعد از آن به تهران آمدیم و شیمی درمانی او شروع شد. در زنجان هیچ امکان درمانی وجود ندارد، حتی اگر دکتر خوبی هم وجود داشته باشد، تا معروف شود به تهران می‌آید. بعد از آن کم کم بدن او ضعیف شد. او را به آزمایشگاه هسته‌ای بردیم و در قرنطینه نگهداری شد.» او با اشاره به حمایت محک از فرزندش ادامه داد: «نمی‌دانم چرا قرص‌ها در داروخانه‌ها و بیمارستان‌ها وجود ندارد و من برای تهیه یک دانه قرص از ناصرخسرو، باید 130 هزار تومان هزینه کنم. همسرم یک سال و نیم است که افسرده شده است.»

کلیه‌ام را فروختم ولی پولی نگرفتم
این پدر زنجانی که هر کاری برای درمان فرزندش می‌کند، در پاسخ به گفته ضیا درباره فروش کلیه‌اش، تاکید کرد: «اگر لازم باشد برای درمان فرزندم، کلیه دیگرم را هم می‌‌فروشم. البته یک کلیه‌ام را به بیماری که شرایط خوبی نداشت دادم و از گرفتن پول منصرف شدم.»

گلایه از وزیر بهداشت
ولی‌خانی خطاب به وزیر بهداشت گفت: «جواب ملت را بدهید که چرا داروهایی که وارد می‌شوند فقط به تهران می‌آیند. راه من 4 ساعت است اما کسانی که 17 ساعت تا تهران فاصله دارند باید چه کنند؟ چرا باید هر بار برای تهیه یک دارو به تهران بیاییم. همین آقای وزیر بهداشت که در مورد بیماران مبتلا به SMA آن حرفها را زد اگر خدایی ناکرده فرزند خودش هم بود باز هم همچین حرفی می‌زد؟» این پدر تاکید کرد: «محک چه گناهی کرده است که داروها را نمی‌تواند پیداکند؟ ناصرخسرو داروها را از کجا می‌آورد؟
شما هم بروید برای مردم از همان جا دارو بیاورید. از محک تشکر می‌کنم که تا اینجا ما را یاری کرده است اما دست آنها هم کوتاه است. ناصرخسرو که به کسی فاکتور نمی‌دهد حتی آنجا کارت هم نمی‌گذارند بکشیم و فقط پول نقد می‌گیرند. من دعا می‌کنم دلار از
دو هزار تومان هم پایین‌تر بیاید.»

درخواست از مردم
او با بیان این‌که دلار باعث شده است دارو را گران بخرد، افزود: «من از مردم خواهش می‌کنم دست همدیگر را بگیرند و با هم اتحاد داشته باشند. اجناس فروشگاه‌ها را در خانه‌ها انبار نکنند. این دلارها را در خانه‌هایشان نگه ندارند تا ما جلوی فرزندان‌مان خجالت زده نشویم. یک لحظه فقط خودتان را جای من بگذارید. خواهش می‌کنم به داد بیماران برسید. از خدا می‌خواهم در هیچ بیمارستانی مریضی نماند که محتاج به این داروها باشد. ای کاش نظارت‌های دولت هم افزایش یابد.»

جمع آوری 500میلیون تومان کمک مالی
بعد از این برنامه که با بازتاب‌های زیادی هم روبه رو بود، روزنامه شهروند گفتگویی را با علی ضیا مجری برنامه فرمول یک در خصوص این پدر و پسر که همه را تحت تاثیر قرار داده بودند، داشت. در این گفتگو آمده است:

فکر می‌کردید که این برنامه با چنین استقبالی مواجه شود؟
راستش اصلا درباره این موضوع فکر نکرده بودیم. ما مى‌خواســتیم درد یک آدم را روى آنتن بیاوریم. فکر مى‌کنم دلیل اســتقبال از این برنامه هم صداقت خــود این مرد بود.صداقتى که در لحنش بود و احساس عجیبى که از چشم‌هایش منتقل مى‌شد باعث شد که این قدر روى مردم تاثیر بگذارد.

ماجرای اهدای کلیه‌اش چه بود؟
شاید باور نکنید اما مى‌گفت پدر و مادرش هم از این کار خبر ندارند، اما من نتوانستم این کار بزرگ را اعلام نکنم. ماجرا از این قرار بود که او وقتى فشار مالى زیاد مى‌شود، تصمیم مى‌گیرد کلیه‌اش را بفروشــد. وقتى این کار را مى‌کند مى‌بیند کســى که کلیه او را براى پسرش گرفته از او هم فقیرتر است. برای اینکه این موضوع برایمان ثابت شود یک راهش این بود که جای بخیه را روی بدنش ببینیم. به هر ترفندی بود بچه‌ها توانستند جای بخیه‌ها را ببینند که از این طرف به آن طرف پهلویش کشیده شده بود. در مورد اینکه واقعا در برابر اهدای کلیه‌اش پول نگرفته هم مطمئن شدیم چون او کارتی داشت که در ازای اهدای عضو رایگان به افراد می‌دهند. ما حتی در مورد این کارت هم استعلام کردیم و دیدیم که حقیقت دارد. به هر حال برای همه ما باور وجود چنین آدم‌هایی خیلی سخت است. واقعا چند نفر هستند که قرص‌های گرانقیمت پسرشان را وقتی می‌فهمند احتیاج ندارند به بقیه بیماران می‌دهند بدون اینکه پولی بگیرند؟ من فکر می‌کنم همین کارها و خصوصیات او باعث شده که آن حس عجیب در چشم‌هایش باشد و روی هر بیننده و شنونده‌ای تاثیر بگذارد.

خیلی‌ها حرف‌های او خطاب به مسئولان را عامل محبوبیتش می‌دانند، اگر او بیشتر وارد خطوط قرمز می‌شد امکان پخش حرف‌هایش وجود داشت؟
به هر حال محدودیت‌هایی وجود دارد. همین حالا هم می‌دانیم که وزیر بهداشت از دست ما ناراحت است. بعد از برنامه از وزارت بهداشت با ما تماس گرفتند و گلایه داشتند. من هم گفتم که با وجود اینکه قلبا معتقدم آقای هاشمی وزیر بهداشت واقعا مشغول خدمت هستند، اما به هر حال باید حرف مردم را زد، البته این را هم بگویم که وقتی از وزارت بهداشت تماس گرفتند، قول هم دادند که تمام کارهای پسر این مرد را انجام دهند و به او کمک کنند. تا جایی که می‌دانم او صبح به وزارت بهداشت رفته و راهنمایی گرفته که چطور از کمک پزشک‌ها استفاده کند.

گویا مردم هم خیلی کمک کرده‌اند.
بله، تا جایی که من خبر دارم ظرف دو روز مبلغی نزدیک به 500میلیون تومان از طرف مردم برای او جمع شده است.

این کمک به چه حسابی واریز شده؟
حساب خود پسر بیمار. البته ما روی آنتن حسابی اعلام نکردیم، اما خود مردم در شبکه‌های اجتماعی شماره حساب او را
دست به دست کرده‌اند و کمک زیادی جمع شده است.

واکنش کاربران
حرف‌های دردناک این پدر و لحظات احساسی ایجاد شده در برنامه از گریه‌های مجری آن یعنی علی ضیاء گرفته تا اشک و گریه‌های این پدر و پسر بازتاب زیادی در فضای مجازی داشت و بار دیگر واکنش های آنها را در پی داشت.
یکی از کاربران در این مورد نوشته است:
«ای کاش مسئولان صدای پر از درد این پدر را بشنوند و کاری برای آنها انجام دهند»
دیگری نوشته است:« مردم باید اول خودشون به خودشون رحم کنند تا دولت هم به آنها رحم کند»
یکی دیگر از کاربران گفته است:« لعنت به این گرانی که گریه یک پدر ایرانی را اینطور درآورده است»
کاربران دیگر نوشته‌اند: «خیلی سخته بخدا بیشتر از صدبار تو پیج‌های مختلف این فیلم رو دیدم هربار که می‌بینم اشکم درمیاد. ان‌شاءالله خدا فرزند این پدر و دیگر بیماران رو شفا بده»،«خدا از باعث و بانی این اشک‌ها نگذره»، «پسر نازنینم تو باید سرت رو بگیری بالا. کسایی سرشون باید پایین باشه که این شرایط رو درست کردند»،« بچه بیگناه. از صمیم قلب براش آرزوی بهبودی دارم. ای کاش لااقل میتونستیم روحیه خودش و خانوادشو خوب کنیم امثال این بچه
کم نیستن».


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام