کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 15 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
چهارشنبه, 04 مهر 1397   Wednesday 26 September 2018
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 22 شهریور 1397

صفحه خبر: اجتماعی

«رویا» همسر معتاد دارد؛ همیشه رو گرفته است. از ترس اینکه مبادا کسی متوجه کبودی‌ها‌ی دست و صورتش شود. نه می‌داند چه کند و نه کسی به او آموزش داده در این شرایط بهترین کار چیست. مدام به مرگی می‌اندیشد که زیبنده سن اندک او نیست. شاید اگر در خانه پدر می‌بود تازه باید با اسباب بازی‌ها‌یش وداع می‌کرد و لبخند بر لب با همسالان در بازار پی خرید لباس دبیرستان می‌رفت. اما حالا همه فکر و ذکرش وداع با زندگی است. می‌ترسد؛ می‌ترسد از اینکه سرنوشت دخترش چه می‌شود و آیا طبق مثل‌ها‌ی قدیمی سرنوشت دخترش به گوشه روسری او گره خورده و آینده او هم قرار است مثل خودش باشد. نه راه پیش دارد نه پس. نه می‌تواند از خانه فرار کند نه می‌تواند بماند. سر دو راهی بدی گیر کرده است. حالا «رویا» مانده و همه آرزوهای برباد رفته اش و جامعه‌ای که در آن حق را به پدر معتاد
شیشه‌ای‌اش می‌دهد.
به گزارش ایرنا، به سختی 37 سالش می‌شود. نمی‌داند چگونه حرف‌ها‌یش را آغاز کند. حتی در استفاده از واژه برای همسر سابقش، نام «پدر بچه‌ها‌» را برمی گزیند و می‌گوید: پدر بچه‌ها‌ به الکل اعتیاد شدید دارد طوری که از دختر ١٣ ساله ام می‌خواهد برایش الکل بخرد. نتوانستم با این شرایط کنار بیایم به هر طریقی بود از او جدا شدم اما اکنون مشکل بزرگتری دارم و آن سرپرستی فرزندانم است. وی ادامه می‌دهد: سرپرستی فرزندانم را به من نمی‌دهند. قانون می‌گوید چون طلاق گرفتی فرزندانت باید سمت پدرشان بروند؛ دو فرزندم تا دیروز بهزیستی بودند. امروز پیش من هستند اما می‌ترسم پدرشان آنها را از من بگیرند چون قبلا این کار را کرده بود و مطمئنا اگر بداند نزد من هستند سراغ کودکانم می‌آید.
بانویی دیگر شروع به حرف زدن می‌کند؛ با یک دست گوشه چادرش را نگه می‌دارد. او سعی می‌کند رو بگیرد تا قیافه اش معلوم نشود. این گونه سخنانش را آغاز می‌کند: ١۴سالم بود که به یک مرد 40 ساله شوهرم دادند تا خصومت خانوادگی رفع شود. برایم مهم نیست خصومت رفع شده است یا نه، مهم این است که من در این قمار دیگران، نابود شدم. وی ادامه می‌دهد: 32 ساله هستم. سه تا دختر دارم و با مرد معتاد شیشه‌ای زندگی می‌کنم. هر بار که می‌خواهم دادگاه بروم و درخواست طلاق کنم تهدید می‌شوم. همسرم می‌گوید اگر درخواست طلاق بدهی روی صورتت اسید می‌پاشم. این زن جوان می‌افزاید: حتی چند بار تهدیدش را عملی کرد و دستم را شکست و بابت همین ترس عقب نشینی کردم. یک راه دیگر اندیشیدم و آن خودکشی بود. تصمیم به خودکشی گرفتم اما به خاطر دخترانم پا پس کشیدم. به همسر معتادم اعتماد ندارم تا دخترانم را پیش او تنها بگذارم. اگر جایی سرکار بروم دخترانم را همراه خودم می‌برم. دخترانم ١۶، ١۵ و ١٣ساله هستند و من مانده ام که
چه کنم.
نوبت بانویی دیگر است تا مشکلات خود در داشتن همسر معتاد را بیان کند. از شهرستان می‌آید. چند سال است که به همراه همسرش در جست و جوی کار به استان تهران آمده اند که متاسفانه نه تنها همسرش کاری پیدا نکرد بلکه معتاد و آویزان خانواده هم شد. این زن جوان می‌گوید: هزینه زندگی در تهران بالا بود. به منطقه‌ای به نام «ویره» در شهریار رفتیم و جایی اجاره کردیم. در این منطقه مواد مخدر مانند نقل و نبات در سطح خیابان‌ها‌ به فروش می‌رسد. همسرم به جای یافتن شغل، معتاد شد. از او خواسته ام ترک کند، می‌گوید وقتی مواد به این راحتی دم دست است چگونه می‌توانم ترک کنم. وی ادامه می‌دهد: می‌ترسم فرزندم را به پارک کنار خانه ببرم احتمال دزدیدن بچه‌ها‌ توسط معتادان وجود دارد حتی یک بار این اتفاق برای پسر دوساله ام افتاد، با گریه و زاری بچه ام را پس گرفتم. به گفته این خانم جوان، در ویره زن و مرد چادر سرشان می‌کنند مواد می‌کشند و هر چه یک معتاد بخواهد از گرد، شیره و تریاک به راحتی پیدا می‌کند. مواد فروشان آمار ماموران را هم دارند، می‌گویند امروز قرار است بازرس بیاید، مواد نفروشید. می‌گوید: نه پول دارم که به محیط پاک تر بروم و شوهرم را ترک دهم، نه به خاطر فرزندان ١٣ ساله و دو ساله ام جرات می‌کنم جایی سرکار بروم تا مبادا کسی آنها را در خانه خفت کند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام