کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 15 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
چهارشنبه, 04 مهر 1397   Wednesday 26 September 2018
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 22 شهریور 1397

صفحه خبر: فرهنگی

مرتضی صفاریان متولد 1312 است. او تعزیه‌خوانی را از حدود شش سالگی‌اش نزد پدر و برادرش آغاز کرده است. صفاریان تا اوایل سنین جوانی اولیاخوان بوده و از آن پس اشقیاخوانی کرده اما موافق‌خوانی را کنار نگذاشته و او در کنار تعزیه‌خوانی نواختن ترومپت را نیز آغاز کرده است. پدر صفاریان مکتب‌خانه داشته و او نیز در آنجا تحصیل کرده است. او تکنیک‌های تعزیه را نزد بزرگانی مثل مرحوم استاد سیدحسن خوش‌ضمیر، فرزند حاج‌سیدمحمد بکایی و مرحوم استاد هاشم فیاض و مرحوم استاد حسین نورانی آموزش دیده و سبک و سیاق خواندن آن‌ها را آموخته است. علاوه بر پدر و برادرش، برادرزاده‌هایش نیز تعزیه می‌خواندند و در واقع از کودکی در خانواده‌ای عاشق امام حسین(ع) و شبیه‌خوانی پرورش یافته است. هنرآنلاین به بهانه ایام سوگواری سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) گفت‌وگویی با این پیر هنر تعزیه داشته که در ادامه می‌خوانید.

آقای صفاریان، پدر و برادر شما تعزیه‌خوان بودند و شما تعزیه‌خوانی را از سنین کودکی آغاز کرده‌اید. خودتان به تعزیه علاقه‌مند شدید یا پدر و برادرتان از شما خواستند تعزیه بخوانید؟
من از 5- 6 سالگی شروع به تعزیه خواندن کردم. پدر من علاوه‌بر این‌که تعزیه‌خوانی می‌کرد، مکتب‌دار هم بود که به ایشان میرزاعلی می‌گفتند. من نزد پدرم درس خواندم و به مدرسه نرفتم. آن زمان تهران به این بزرگی نبود. دو گروه تعزیه‌خوان در تهران وجود داشت که یکی گروه برادر من، مش رضا بود و یکی هم گروه حاج سیدمحمد بزرگ. فامیلی ایشان بکایی بود منتها آن موقع فامیلی مطرح نبود و هر شخصی را به اسم صدا می‌زدند. مثلاً به من می‌گفتند مرتضی بابا جان. پدر من در زمان خودش مسن‌ترین تعزیه‌خوان بود و به همین خاطر به ایشان می‌گفتند بابا جان. به من هم می‌گفتند مرتضی بابا جان. یعنی مرتضی پسر بابا جان. تا 15 سالگی به همین اسم من را صدا می‌زدند. فامیلی برادر من میرزاعلی بود. بعضی‌ها می‌پرسند پس چرا شما صفاریان هستی؟ به خاطر این‌که مادر ایشان جداست و مادر ایشان زمانی‌که برای دریافت شناسنامه مراجعه کرد، اعلام کرد همسرم با فامیلی میرزاعلی شناخته می‌شود و آن‌ها هم شناسنامه برادرم را با فامیلی میرزاعلی صادر کرده‌اند. من یک برادر دیگر هم دارم که با ایشان هم از مادر جدا هستیم ولی فامیلی او نیز صفاریان است. او تعزیه‌خوان نیست و بازنشسته اداره مسکن است.

برای اولین بار چطور شد که تعزیه‌ خواندید؟
همان‌طور که اشاره کردم، برادر من یک گروه تعزیه داشت که چون بچه‌خوان در آن نبود، به من گفت یک کلاه‌خود و یک شمشیر کوچک برایت می‌خرم و تو را به تعزیه می‌برم. با پدرم صحبت کرد و او نیز مشکلی با این قضیه نداشت. در نتیجه برادرم من را با خودش به تعزیه می‌برد و یادم می‌آید که در سن 6- 7 سالگی به مدت سه ماه در امامزاده داود بودم و نقش حضرت سکینه و طفلان مسلم را می‌خواندم. در 10- 12 سالگی، حضرت علی‌اکبر و حضرت قاسم هم می‌خواندم. آن زمان مانند الان نبود که تعزیه‌خوان حضرت علی‌اکبر باید حتماً یک جوان 22- 23 ساله بلندقد باشد. من یادم می‌آید که حتی من را بغل می‌کردند و روی اسب می‌نشاندند. علاقه زیادی به لباس تعزیه داشتم. در 17- 18 سالگی هم شمر و حارث می‌خواندم.

یعنی ابتدا موافق‌خوان بودید و بعد مخالف‌خوان شدید؟
به طور کل مخالف‌خوان نشدم. موافق می‌خواندم و مخالف هم می‌خواندم. اکنون کسانی که مخالف‌خوانی می‌کنند، نمی‌توانند موافق بخوانند. موافق‌خوان‌ها دیگر صدای‌شان به مخالف‌خوانی برنمی‌گردد ولی من چون گاهی موافق و گاهی مخالف می‌خواندم، در نتیجه می‌توانم از پس هر دو بر بیایم.

به عنوان کسی که سال‌هاست تعزیه می‌خوانید، وضعیت فعلی تعزیه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به نظر می‌آید این هنر دارد به فراموشی سپرده می‌شود...
بله، ولی شهرستان‌ها خیلی به تعزیه علاقه دارند و از ما برای اجرا دعوت می‌کنند. ما از دولت جمهوری اسلامی و مخصوصاً وزارت فرهنگ و ارشاد توقع داریم که به تعزیه بها بدهند. الان به من دکترای درجه یک شبیه‌خوانی را داده‌اند. اگر تعزیه را قبول ندارند، پس این نشان درجه یک را چرا به من داده‌اند؟ اگر قبول دارند، یک بودجه‌ای درنظر گرفته شود تا تعزیه سر پا بماند.

شما به عنوان پیشکسوت‌های تعزیه، تاکنون تلاشی کرده‌اید که رشته تعزیه در دانشگاه‌ها راه‌اندازی شود؟
یک آقایی به نام مرادی از طرف گروه تعزیه آل طاها مذاکراتی در این خصوص داشته است. قول‌های داده شده که یک رشته‌ای به نام تعزیه در دانشگاه در نظر گرفته شود اما همچنان خبری نیست. آقای فتحعلی‌بیگی هم پیگیری کردند که یک رشته‌ای به نام نمایش‌های ایرانی راه‌اندازی شود که گرایش تعزیه داشته باشد. این طرح متعلق به 6 سال پیش است که
4 سال پیش تصویب شد و حتی دانشگاه سوره هم این قضیه را پیگیری کرد، اما متاسفانه هنوز اتفاقی نیفتاده است. متاسفانه تعزیه‌های ما را فیلمبرداری می‌کنند اما اجازه پخشش را در رادیو و تلویزیون نمی‌دهند.

به چه دلیل؟
نمی‌دانم.

آقای کیارستمی یک زمانی خواستند یک فیلم مستند از تعزیه‌خوان‌ها تهیه کنند. چرا آن فیلم به سرانجام نرسید؟
آقای کیارستمی می‌خواست یک برنامه بسیار بزرگ اجرا کند. تصمیم داشت که چند تعزیه را در آن فیلم جا دهد. تعزیه حر، تعزیه حضرت علی‌اکبر، تعزیه حضرت ابوالفضل و غیره. حدود 100 تعزیه‌خوان از جاهای مختلف ایران آمدند و در لاله‌زار جمع شدند و یک بخش‌هایی هم ضبط شد اما به سرانجام نرسید. البته ضبط‌ها با لباس تعزیه نبود. آقایان با لباس شخصی خودشان را معرفی کردند و یک مقدار خواندند و ضبط شد. نمی‌دانم چرا آن فیلم ساخته نشد.

تعزیه‌خوانی به علم موسیقی هم نیاز دارد؟
حتماً. اصلاً گوشه‌های موسیقی از تعزیه آمده است. همه موسیقی‌دان‌ها می‌گویند که مادر موسیقی ایرانی، تعزیه است.

شما علم موسیقی را در روال کار یاد گرفتید؟
بله. من نرفتم نت بخوانم. از بچگی وقتی می‌خواندم، مثلاً می‌گفتند این همایون، ماهور یا ابوعطا است. من ترومپت هم می‌نواختم منتها به صورت تجربی یاد گرفتم. 2- 3 سال پیش به یک کلاس موسیقی مراجعه کردم که نواختن ترومپت را به طور آکادمیک یاد بگیرم که گفتند شما الان دیگر نمی‌توانی. گفتند اگر بخواهی نت را آموزش بگیری، آنچه بلد هستی هم یادت می‌رود.

آیا ما تعزیه‌های مخصوص روزهای شاد هم داریم که در ایامی که ایام شادی است اجرا شود؟
بله. مثلاً 4 مجلس تعزیه مختار و 4 مجلس تعزیه یوسف داریم.

به این تعزیه‌ها، شبیه مضحک می‌گویند؟
اسم‌شان همان تعزیه است. خیلی کم می‌گویند شبیه مضحک. تعزیه مختار، داستان خونخواهی امام حسین (ع) است، درست مثل سریال "مختارنامه". تعزیه یوسف شامل 4 مجلس است که مجلس "به چاه انداختن" خودش 2 ساعت و نیم به طول می‌انجامد. "یوسف و زلیخا" و "جلوس یوسف" هم مجلس‌های دیگر تعزیه یوسف است. تعزیه‌های دیگری مثل تعزیه عمر ابن عبدود و تعزیه چهل یهودی داریم که هم گریه دارند و هم خنده.

نبود یک محل ثابت برای اجرای تعزیه به شدت احساس می‌شود. شما و همکاران‌تان این قضیه را پیگیری نکرده‌اید؟
پیگیری کرده‌ایم ولی امیدی نیست. نه شهرداری کمک می‌کند و نه سازمان اوقاف. زمین‌ها و باغ‌های زیادی وقف تعزیه شده است ولی هیچ اتفاقی نمی‌افتد. اگر اکنون صدای شیپور تعزیه در یک چاردیواری بلند شود، جمعیت زیادی جمع می‌شود. مردم روی خاک می‌نشینند و تعزیه می‌بینند. مردم تعزیه را دوست دارند.

تعزیه‌خوان‌ها اگر فقط قرار باشد تعزیه‌خوان باشند، چطور امرار معاش می‌کنند؟
تعزیه‌خوان‌ها اکثرشان کار دارند. حتماً باید دو شغله باشند. نمی‌توانند فقط با تعزیه‌خوانی امرار معاش کنند.

تا به حال از شما دعوت شده که برای خواندن تعزیه به خارج از کشور بروید؟
بله. من یک ماه در آمریکا، 20 روز در فرانسه و 10 روز در ایتالیا تعزیه خوانده‌ام. یک جایی را اجاره کردند و یک فضای مناسب برای اجرای تعزیه به وجود آوردند. می‌گفتند باید به شکل سنتی و بدون بلندگو بخوانید. یک‌بار هم در کلیسای رم تعزیه خواندم.

مخاطبان‌تان ایرانی بودند یا خارجی؟
تقریباً 750 صندلی آن‌جا بود که بلیت 60 صندلی را ایرانی‌ها خریده بودند. اکثراً دانشجوها بودند. این قضیه مربوط به سال 2002 است. بلیتش 50 دلار بود. استقبال خوبی از تعزیه می‌شد و حتی بعد از تعزیه منتظر می‌ماندند ما لباس‌ شخصی بپوشیم تا با ما عکس بگیرند یا ما دفترشان را امضاء کنیم. از هتل ما تا محل تعزیه، پرچم یا حسین و یا ابوالفضل نصب شده بود و استقبال خیلی خوبی شد.

خارجی‌ها چطور با تعزیه ارتباط می‌گرفتند؟
تعزیه بروشور داشت که بروشورها را روی صندلی‌ها می‌گذاشتند. داستان تعزیه توی بروشورها نوشته شده بود و بعد مخاطبان از طریق رنگ، موسیقی و گفتار و رفتار آدم‌ها، داستان را پیگیری می‌کردند.

صدای‌تان را هم با تمرین حفظ کرده‌اید؟
بله. الان هم موافق می‌خوانم و هم مخالف. زیاد هم به گلویم فشار نمی‌آورم. خداوند من را یاری کرده است.

می‌گویند آقای صفاریان، نقش ابلیس ذبح اسماعیل را خیلی خوب می‌خواند؟ دلیلش چیست؟ چه چیزی به آن اضافه کرده‌اید که بقیه نمی‌توانند؟
ابلیس برای این‌که به هاجر برسد، استخاره می‌کند و یک شعر جالبی را می‌خواند. یک مقدار از این بخش را خودم خلق کرده‌ام و یک بخشی از آن را هم از یک اجرایی در قزوین گرفتم و به اجرایم اضافه کردم. البته ما از نظر خودمان کاره‌ای نیستیم و شما، آقای فتحعلی‌بیگی و دیگر عزیزان به
من لطف دارید.

استاد! آرزویتان چیست؟
خدا را شکر هر سال به کربلا می‌روم. سال 1361 هم به همراه حاج خانم به مکه رفتم. هزینه رفت و آمدمان، هزینه مهمانی، قربانی و هزینه‌های دیگر روی هم شد 80 تومان. از آن به بعد هم 5- 6 بار حج عمره رفتیم.

و کلام آخر...
یک پیشنهاد دارم. اینکه 4 تکیه در چهار گوشه تهران ساخته شود. صبح جمعه‌‌ها تعزیه اجرا شود و همان جا محلی وجود داشته باشد تا بچه‌ها و جوان‌ها تعزیه یاد بگیرند. من به تعزیه‌خوان‌ها هم انتقاد دارم. اگر تعزیه‌خوان‌های ما‌ همین رویه‌ای که در این چند سال پیش گرفته‌اند را ادامه بدهند و به همین شکل بخوانند، تعزیه تا 4- 5 سال دیگر از بین می‌رود چون نسل جدید آموخته‌های گذشتگان را فراموش می‌کنند و به گذشتگان نگاه نمی‌کنند. نوآوری‌هایی که دارند انجام می‌دهند بیشتر به تعزیه ضربه می‌زند. نسل جوان فکر می‌کند با وارد کردن موسیقی استانبولی یا موسیقی‌های پاپ لس‌آنجلسی به تعزیه، جذب مخاطب می‌کند، در صورتی‌ که بیشتر زدگی می‌آورد. نسل جوان بیشتر سعی می‌کنند بر اساس سی‌دی‌هایی که وجود دارد بخوانند. یک چیزی هم به آن‌ اضافه می‌کنند و اسمش را می‌گذارند تعزیه. خدا حاج آقا فتحعلی‌بیگی را عمر دهد که الان صدای من را ضبط می‌کند که تبدیل به سی‌دی کند و جوان‌ها از این سی‌دی‌ها استفاده کنند. از حاج‌آقا فتحعلی‌بیگی که پژوهشگر است و خودش هم تعزیه‌خوان است، تشکر می‌کنم. ما با هم تعزیه خوانده‌ایم. هر کس که به هر نحوی دارد برای بهتر شدن تعزیه کوشش می‌کند، خدا حفظش کند و اجر دنیا و آخرت به او بدهد. از شما هم تشکر می‌کنم.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام