کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 15 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
یکشنبه, 01 مهر 1397   Sunday 23 September 2018
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 21 شهریور 1397

صفحه خبر: آب و تاب

یادش بخیر، دوران بچگی ما کی می‌دونست اصلا پوشک رو چطوری می‌نویسند! یه وسیله شکنجه‌ای بود به نام قنداق. همین الانم که یادم میفته بدنم شروع می‌کنه به لرزیدن!! پاهای مارو جفت می‌کردند و با چند تا پارچه همون طور محکم سیخکی می‌بستند. تازه دستامونم می‌ذاشتند زیر قنداق یه وقت نتونیم بندشو شل کنیم. زبون که نداشتیم هر چی هم با ایما و اشاره به ننه می‌فهموندیم بابا اقلا بذار دستامون بیرون بمونه یه نفسی بکشیم انگاری که داریم با دیوار حرف می‌زنیم.
از ساعت ۷ شب تا ۷ صبح روز بعد یعنی به مدت ۱۲ساعت هر کاری داشتیم تو همون چند تا تیکه پارچه که با یه مشمع آب‌بندی می‌شد انجام می‌دادیم.
صبح ، اول همه در و پنجره رو باز می‌کردند تا بو نپیچه و بعدش ما رو باز می‌کردند. وای چه حالی داشت، انگار بعد از ۱۵ سال از زندان انفرادی آزاد شدی. بعدش ننه خدا بیامرز یه مشمع برای احتیاط مینداخت زیر ما و به ما فرصت می‌داد چند دقیقه‌ای دست و پا بزنیم که البته ما هم برای اینکه زهر خودمونو بریزیم تو همون چند دقیقه خرابکاری‌ها‌مونو انجام می‌دادیم. البته دیگه توی قنداق هم طی این ۱۲ ساعت جایی باقی نمونده بود.
ننه پارچه‌ها‌ رو می‌برد لب جوب می‌شست و دیگه خدا بیامرز کاری نداشت اون پایین تر از این آب چه استفاده‌ای می‌کنند!!
من هنوزم که هنوزه تحت تاثیر قنداق قرار دارم. شب‌ها‌ که می‌خوابم همینطور سیخ دستامو می‌ذارم بغلم و همین‌طوری سیخکی تا صبح می‌خوابم. چند بار بچه‌ها‌ فکر کردند ما زبانم لال تموم کرده ایم و خواستند مقدمات کفن و دفن رو آماده کنند که ما بلند شدیم و سراغ صبحانه رو گرفتیم!
بعدا که بزرگتر شدیم طی جشنی به نام " گود بای قنداق " از شر قنداق رها شدیم و افتادیم گیر یه وسیله شکنجه دیگه به نام شلوار لاستیکی. این شلوار رو از صبح پای ما می‌کردند و تا شب نهایتا دو بار سرویسش می‌کردند. البته جای شکرش باقی بود که تو این وسیله با اینکه ظرفیتش کمتر از قنداق بود اقلا دست و پامون حرکت می‌کرد. بین خودمون بمونه من یکی از اون شلوار لاستیکی‌ها‌ی قدیم خودمو به عنوان یادگاری و نوستالژیک نگه داشتم و از ترس اینکه یه وقت عیال ببینه و برام دست بگیره تو هفت تا سوراخ قایمش کردم. لامصب نمی‌دونم جنس این شلوار لاستیکی‌ها چی بود که مرگ نداشت!! البته از اونی که من از دوران بچگی خودم به عنوان یادگاری نیگه داشتم با این وضعیتی که داره پیش میره و قیمت پوشک مثل موشک داره بالا میره چند سال دیگه اگه زنده بودیم باید به عنوان پوشک سالمندی استفاده کنیم.
خلاصه اینکه در روزگار ما موضوع پوشک رو اونطوری حل کرده بودند و بچه‌ها و مادرا در این مورد به توافق رسیده بودند. ولی مدتیه که پوشک بچه تبدیل شده به یه معضل اجتماعی!! از حق نگذریم در مقایسه با اونایی که ما استفاده می‌کردیم وسیله لاکچری و لوکسیه و بچه‌ها حق دارند باباهاشونو تحت فشار بذارند و آنقدر براش دست و پا بزنند. من یکی از آرزوهام از بچگی خوابیدن تنها یک شب، بله تنها یک شب، لای پوشک بود. یه‌بار زمان ارزونی پوشک یکی از پوشک‌ها‌ی بچه خواهر عیال رو که برای مهمونی پیش ما اومده بودند یواشکی کش رفتم و بستم تا صبح یه خواب راحت لاکچری کردم. چه حالی داد! خیلی نرم و راحت بود. اونایی که قنداقی بودند می‌دونند من چی میگم. خدا پدر و مادر مخترعشو بیامرزه. ابداع‌کننده‌ای که شاید فکرشم نمی کرد یه روز تو یه کشور پوشک تبدیل بشه به موضوع روز و حاد و شاید تو مخیله شم نمی گنجید که قیمت این اختراع یه زمانی روز به روز بره بالا به‌طوری که طبق محاسباتی که اخیرا به عمل اومده هر باد خشک و خالی که گلاب به روتون بچه‌ها‌ توش رها کنند حدود ۱۰۰۰ تومن برای پدر بچه آب میخوره!
من یه پیشنهاد به مسئولان دادم ولی طبق معمول هیچ کس به حرفم اهمیتی نداد. بیان یه جاهایی رو مثل کارواش به نام پوشک واش درست کنند و برای جلوگیری از افزایش بی‌رویه پوشک بچه‌ها‌ رو ببرن اونجا پوشک واش کنند. حساب کردم با شستشو و خشک‌کردن و انعامش شستشوی هر پوشک ۲۰۰۰ تومن تموم میشه که بازم به صرفه است!
خلاصه با همه این حرفا فقط اونایی که قنداق شده‌اند و اونایی که الان بچه پوشکی دارند مقاله منو خوب درک کردند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام