کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
پنج شنبه, 02 اسفند 1397   Thursday 21 February 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 31 خرداد 1397

صفحه خبر: فرهنگی

آفتاب اقتصادی – علیرضا تاریوردی: «رهایم نکن» قصه نزاع دائمی میان خیر و شر است. روایت چالش ابدی و نوسان میان خوبی و بدی در انسان است. این جدال هم در درون هر انسان وجود دارد و بیانگر تقابل همیشگی میان وسوسه گناه از یک طرف و آموزه‌های اخلاقی و دینی و ارزش‌های انسانی از طرف دیگر است. علاوه بر درون انسان، این تقابل می‌تواند در اجتماع و در تعامل و روابط انسانی کارکرد داشته باشد. در این حالت انسان‌هایی نماینده خیر و انسان‌های دیگری نماد شر می‌گردند. تقابل انسان‌هایی که برای منافع شخصی دست به هر کاری می‌زنند در برابر آدم‌هایی که به حلال و حرام و اخلاقیات معتقدند و زندگی با شرافت و قناعت را به ثروت و مکنت همراه با دروغ و فریب ترجیح می‌دهند. در سریال هر دو نوع جدال میان خوبی و بدی دیده می‌شود اما وزن نوع اول یعنی تعارض‌های درونی و روانشناختی شخصیت‌ها در رابطه با خیر و شر خیلی کمتر از تعارض‌های میان شخصیت‌هاست. پیام و جان‌مایه اصلی سریال این است که از راه‌های غیراخلاقی و ضد انسانی نمی‌توان به خوشبختی و سعادت ماندگار رسید. یا به عبارت دیگر بار کج به منزل نمی‌رسد. مکافات عمل در نهایت گریبان شخص گناهکار را خواهد گرفت وزندگی که بر پایه فریب و دروغ بنا شده باشد، بالاخره یک روز برملا شده و از هم خواهد پاشید.
اقدام حاج رسول تولایی (امین تارخ) در جعل سند و تصاحب سهم خواهران و برادر خود از گاراژ در نهایت و پس از سی سال به برخورد با زنی به نام شهره (مونا فرجاد) می‌انجامد که از راز او آگاه است و می‌خواهد از این طریق وارد زندگی او شده و ثروتش را تصاحب کند. ترس و دلهره رسول از بی‌آبرویی او را وادار به دروغ و پنهان‌کاری‌های پی در پی می‌کند که در آخر به اعتراف او به خانواده و درگیری‌های پس از آن و فروپاشی خانواده می‌انجامد. مسیری که شهره از طریق اغواگری و تهدید و باج‌خواهی از رسول می‌رود در نهایت به مرگ دلخراش او می‌انجامد، راهی که فرناز (دنیا مدنی) خواهرزاده رسول با تقلب و دزدی از حساب‌های شرکت دایی‌اش انتخاب می‌کند به بیراهه تجاوز، اقدام به خودکشی و سقوط از بلندی منجر می‌شود.اعتراف رسول براثر اصرارهای همسرش آذر (فریبا متخصص)، نظم و ساختار زندگی او و خواهر و برادرانش را به هم می‌زند. حرمت‌ها شکسته می‌شود. افراد خانواده حرف‌هایی به هم می‌زنند که بنیاد خانواده را به هم می‌ریزد. روند وقایع، بی‌اختیار این سوال را در ذهن مطرح می‌کند که آیا بهتر نبود راز رسول برملا نمی‌شد و خانواده با همان روال قبل متحد و همبسته باقی می‌ماند. در واقع سوال فلسفی سریال این است که آیا درستی و راستی در هر شرایطی و به هر قیمتی مناسب و مجاز است؟ آیا واقعا آنطور که همیشه شنیده‌ایم راستی مایه آرامش و دروغ منشا اضطراب است؟ در لحظاتی از سریال بیننده از خود سوال می‌کند آیا بهتر نبود آذر قبل از اصرار خود به رسول، به تبعات و پیامدهای این کار فکر می‌کرد؟
سوال فلسفی دیگری که سریال مطرح می‌کند این است که آیا پول و ثروت خوشبختی می‌آورد؟ اگر این گونه است چرا آرامش زندگی خانواده تولایی پس از آگاهی از راز رسول و تقسیم مال او میان اعضای خانواده از بین می‌رود و ذره‌ای احساس خوشبختی به خانواده افزوده نمی‌شود. درگیری‌های متعدد میان خواهران و برادر و حرص شدید جهان (محمدرضا هدایتی) برادر کوچک‌تر خانواده برای سود بیشتر، موید این ادعاست که ثروت به خودی خود خوشبختی و آرامش نمی‌آورد بلکه برعکس، درگیری و اضطراب و برخوردها را بیشتر می‌کند.
جواب سریال به سوالاتی از این دست این است که تنها و تنها عشق می‌تواند باعث آرامش، خوشبختی و رهایی انسان‌ها شود. عشق آذر تنها معنی و بهانه ادامه زندگی برای رسول است و عشق یحیی به فرناز نوری است که به زندگی تاریک و پر از سیاهی او می‌تابد و او را که به بن‌بست کامل رسیده و حتی بر اثر افسردگی شدید اقدام به خودکشی کرده است به زندگی بازمی گرداند. اما آیا عشق رسول و آذر در نهایت به سعادت و رهایی رسید؟ آیا توبه رسول و بخشودگی او و عروج عرفانی او ارزش از دست دادن او و تنهایی آذر را داشت؟ قصه سریال ظرفیت سی قسمت را ندارد و مشخص است برای این که یک ماه طول بکشد ریتم آن کند و کشدار شده است. شخصیت‌پردازی‌ها در مواردی مانند شخصیت‌های آذر و یحیی یک‌سویه و غیرواقعی است. این دو کاملا سفید، پاک و معصوم‌اند. بر احساسات و خشم خود کنترل کامل دارند و به همین دلیل هم نقش ناجی افسانه‌ای را بازی می‌کنند. اما در موارد دیگر شاهد شخصیت‌های واقعی و چندسویه هستیم. رسول نمونه یک شخصیت خاکستری است که دائما در درون خود در حال نبرد بین خیر و شر است. وسوسه ثروت او را وادار به گناه و کارخلاف کرده است اما او برادر دلسوزی است که سی سال در تمام لحظات غم و شادی در کنار خانواده خود بوده و همواره از خواهر و برادرهایش حمایت کرده و نقش پدر را برای آنها بازی کرده است. جهان شخصیتی واقعی و ملموس است که پس از تصاحب گاراژ می‌خواهد سی سال محرومیت و تحقیر همسرش و دیگران را تلافی کند و به همین دلیل به طرز جنون‌آمیزی پول خرج می‌کند و هر لحظه حرص پول و ثروت در او بیشتر می‌شود. گستاخ و خشن می‌شود و با تحقیر و توهین به دیگران به نوعی فرافکنی کرده و عقده‌های حقارت خود را ارضا می‌کند.امیر (نیما شعبان نژاد) نمونه‌ای از جوانان نسل جدید است که می‌خواهد بدون زحمت و یکشبه ره صد ساله برود. نسلی که حس و حال کار و تلاش را ندارد اما بسیار جاه‌طلب و زیاده‌خواه و در عین حال خودخواه و یک‌دنده است. او بحران هویت دارد و اساسا خودش هم نمی‌داند چه می‌خواهد و هدفش چیست. به تنها چیزی که فکر می‌کند پول و ثروت است و تصورش این است که با پول می‌تواند به آرامش و خوشبختی برسد. فرناز دختری است که پس از مرگ برادرش از وضعیت زندگی خودش رضایتی ندارد و می‌خواهد مهاجرت کند و به دلیل هزینه‌های زیاد این کار، دچار وسوسه گناه می‌شود و از پول‌های شرکت برداشت غیرقانونی می‌کند. او هم مانند امیر جوانی است که دچار بحران هویت است، امید چندانی به آینده ندارد و مهاجرت را تنها راه رهایی و رسیدن به خوشبختی می‌بیند.
در آخر اینکه «رهایم نکن» جدی‌ترین سریال مناسبتی ماه رمضان بود که با بازی‌های خوب و قصه‌ای گیرا و با ریتم مناسب توانست علاوه بر سرگرمی، بیننده‌های زیادی را جذب کرده و ارزش‌های انسانی و اخلاقی را با زبان هنر به تصویر بکشد. بدون تردید تبلیغ ارزش‌های دینی و اخلاقی همچون راستی و درستی، امانتداری، کمک به همنوع و... با زبان هنر جذاب‌تر و موثرتر خواهد بود.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام