کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 15 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
جمعه, 25 آبان 1397   Friday 16 November 2018
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 23 خرداد 1397

صفحه خبر: فرهنگی

آفتاب یزد - احسان طهماسبی: «وقت ناهار» فیلم کوتاه علیرضا قاسمیان که در تاکنون حضور موفقی در جشنواره‌های بین‌المللی خصوصاً سینه فونداسیون کن داشت و مورد توجه ویژه‌ای قرار گرفت، پس از آن هم در خلال جشنواره فیلم کوتاه تهران روی پرده سینما گالری ملت رفت، فیلمی که آن‌قدر جذاب بود که بسیاری ایستاده یا نشسته روی پله‌ها به تماشای فیلم نشستند. «وقت ناهار» فیلم ویژه‌ای در مسیر سینمای کوتاه ایران است. فیلمی متفاوت که جا پای آثار مهم و همیشه در صحنه و مطرح بازار فیلم کوتاه نمی‌گذارد و راه خودش را می‌رود و این حتی از فیلم و همه خوبی‌هایش دستاورد بزرگ‌تری برای علیرضا قاسمیان فیلم‌ساز است. این فیلم که پیش از این نامزد نخل طلای فیلم کوتاه جشنواره کن شده بود، در تازه‌ترین موفقیت خود جایزه بهترین فیلم‌برداری چهارمین دوره جشنواره فیلم فلامینگو آمریکا را دریافت کرد. محمد حدادی فیلم‌بردار جوان سینمای ایران است که تاکنون افتخاراتی چون جایزه فیلم‌برداری جشنواره‌های گرنداف، سینما حقیقت و شرکت در کمپ استعدادیابی جشنواره فیلم برلین را در کارنامه خود دارد. داستان فیلم کوتاه وقت نهار درباره یک دختر دبیرستانی است که برای تشخیص هویت مادر درگذشته‌اش به بیمارستان رفته‌ است. «وقت ناهار» از هشتم فروردین سال جاری در سینماهای هنروتجربه روی پرده رفت. به همین مناسبت با علیرضا قاسمی کارگردان این فیلم به گفت‌وگو نشسته‌ایم که ماحصل آن را در ادامه می‌خوانید.

از ایده «وقت نهار» و چگونگی ساخت و تولیدش و نهایتا راهیابی به کن بگویید؟
پیش از «وقت نهار» من روی چند فیلم‌نامه کوتاه کار کرده بودم و بعد از اتمام فیلم‌نامه‌ها متوجه شدم که به دلیل مسائل مالی امکان ساخت فیلم‌ها وجود ندارد. «وقت نهار» چهارمین فیلم‌نامه‌ای بود که در تابستان سال گذشته نوشتم و بعد از برآورد بودجه مطمئن شدم که این فیلم‌نامه قابلیت تولید را دارد و تمرکزم را روی همین فیلم گذاشتم. ایده فیلم را از روی دفترچه کوچک ایده‌هایم استخراج کردم: دو خواهر دوقلو به بیمارستان می‌روند تا مادر خود را ببینند. همین ایده من را به یاد خاطرات بچگی انداخت. روزی با پدرم که پزشک است به بیمارستان رفته بودم و متوجه صدای گریه و فریاد شدم و وقتی از پدرم علت را پرسیدم متوجه شدم که یکی از بیماران فوت شده و همراهانش با حراست بیمارستان درگیر شده‌اند. نکته عجیب این اتفاق این بود که پزشکان و پرستاران در مواجه با چنین اتفاقی هیچ عکس‌العمل خاصی نداشتند و مشغول خوردن نهار بودند. پیوست این خاطره با تجربه شخصی دیگرم از روزهای خدمت سربازی باعث شکل‌گیری نهایی ایده «وقت نهار» شد. در روزهای سربازی، هم‌خدمتی‌ها برای ورود موادمخدر به پادگان، آن را در دهان خود جاسازی می‌کردند که در زمان بازرسی درب ورودی مشکلی برایشان پیش نیاید. نهایتا تصمیم گرفتم فیلم دختری معصوم را بسازم که برای تحویل جنازه مادرش که جزء مصرف‌کنندگان و پخش‌کنندگان مواد مخدر است به بیمارستان مراجعه کرده و دختر درگیر چالش عظیم رابطه مادر- دختری و ماموریتی که خانواده بر دوشش قرار داده است شده است. با وجود اینکه داستان برای من بسیار آزاردهنده بود تصمیم داشتم که فیلم را بسازم و در اواخر تابستان با گروهی فوق‌العاده (که هیچ هزینه‌ای هم از من برای همکاری در فیلم درخواست نکرده بودند) وارد مراحل پیش‌تولید شدم. لوکیشن را در کرج و بیمارستان البرز و قائم انتخاب کردیم چرا که بیمارستان‌های تهران هزینه‌ای برای فیلمبرداری از ما می‌خواستند. حدود یک‌ماه و نیم با خورشید چراغی پور تمرین کردم و برای فیلمبرداری چهار روزه آماده شدیم. دو تا سه ماه مراحل فنی فیلم را با وسواس زیاد سپری کردیم و برای جشنواره کن یک نسخه کامل نشده و بدون اصلاح رنگ و نور و صداگذاری نهایی فرستادم. با وجود اینکه انتظارش را نداشتم اما دوازده ساعت پیش از اعلام رسمی از پاریس با من تماس گرفتند و اعلام کردند که فیلم در لیست نهایی جشنواره قرار گرفته است و فیلم کاندیدای نخل طلای بخش کوتاه جشنواره کن است.

با وجود لوکیشن فیلمبرداری «وقت نهار»، همراهی تماشاگر با روایت معمایی فیلم از نوع وضعیت‌های بیمارستانی دلهره‌آور و پرجنب و جوش نیست و همین موضوع تشخیص اتفاقات بعدی را در فیلم سخت‌تر می‌کند. تاکید خودتان هم در فیلم‌نامه به غیر قابل پیش‌بینی بودن داستان بوده است؟
حدود چهارده بار فیلم‌نامه را بازنویسی کردم و تغییرات زیادی را در آن ایجاد شد. ولی به طور کل سه ذهینت مختلف را در فیلم در نظر داشتم: اولی از نگاه دختر بود که سعی داشت به گونه‌ای رفتار کند که دیگران متوجه علت کاری که در ذهن دارد نشوند. دومی از نگاه بیمارستان بود و وضعیت‌هایی که مکان بیمارستان به‌عنوان یک کاراکتر در مواجه با چنین اتفاقاتی دارد و سومی هم از دید کارگردان و اهمیت تعریف این داستان به شکلی تامل‌برانگیز. در نگاه سوم سعی کردم که ترکیبی از مک‌گافین سینمای هیچکاک و سادگی از فیلم‌های برادران داردن را به‌عنوان الگو انتخاب کنم.

فوکوس مداوم دوربین بر احوالات دختر و نماهای مداوم مدیوم در فیلم، کار را برای بازیگر دختر سخت‌تر کرده است. با در نظر گرفتن اینکه این فیلم اولین بازی خورشید چراغی پور در سینما است، از دلیل انتخاب و اطمینان به او در این فیلم بگویید.
خورشید چراغی پور طراح صحنه فیلم فرکانس بود و قرار بود در این پروژه دستیار من باشد. در زمان انتخاب بازیگر، من و خورشید از حدود پنجاه بازیگر تست گرفتیم و نتیجه چندان رضایت بخش نبود. نهایتا خورشید چراغی پور پیشنهاد داد که خودش نقش دختر را بازی کند. برای بازی در این نقش هم زحمات زیادی کشید. دائما در حال تمرین بود، چند کیلو وزن کم کرد و کاملا با نقش زندگی کرد. در روزهای آخر تمرین مطمئن شده بودم که خورشید بهترین انتخاب برای بازی در این نقش است.

یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت «وقت نهار» در همراهی اجرا و متن و توفیقی است که این فیلم توانسته در زمان کوتاهی در شرایطی بازیگر محور به وجود آورد. نکته‌ی کلیدی رسیدن به این همخوانی از نظر شما چیست؟
من به جزئیات در این فیلم توجه ویژه‌ای داشتم و علاوه بر حفظ ساختار و دکوپاژ سعی کردم که به نکات ریز و به نظر کم‌اهمیت یک فیلم سینمایی توجه خاص تری داشته باشم. مثل لباس‌ها، المان‌ها و اتفاقاتی کوچکی که در فیلم رخ می‌دهد و سایر جزئیاتی که به نظر من فیلمسازها باید آن را جدی بگیرند.
به طور کل چه فاکتورهایی را برای موفقیت فیلم‌های کوتاه در جشنواره‌های جهانی لازم یا کافی می‌دانید؟
بدون شک مرحله اول فیلمسازی لذت بردن از این کار است. یعنی اگر از کلیه مراحل ساخت فیلم لذت نبریم در واقع نمی‌توانیم در این راه موفق باشیم. اینکه تصور کنیم که کارگردانی یک‌باره تصمیم به ساخت فیلمی برای جشنواره خاصی می‌گیرد اشتباه است. در دنیا هم به صورت تخصصی درباره فیلم کوتاه در دانشگاه‌ها تحقیق می‌شود، اما به طور کلی فاکتورهای خاصی در این خصوص وجود ندارد. به نظر من مهم‌ترین بخش ساخت فیلم کوتاه، فیلم‌نامه است. دو مشکل در این خصوص در ایران وجود دارد. اول اینکه به طور تخصصی برای فیلم‌نامه‌نویسی فیلم کوتاه کاری انجام نداده‌ایم و دوم اینکه منبع اصلی و معیار فیلمسازان کوتاه متاسفانه همچنان فیلم‌های بلند است و بسیاری از فیلمسازان، فیلم کوتاه می‌سازند تا بتوانند فیلم بلند بسازند و این مسئله باعث می‌شود که دغدغه‌ی زیادی برای این سینما نداشته باشند. فیلمسازان سینمای کوتاه لازم است فیلم‌های کوتاه ببیند و داستان‌های کوتاه بخوانند و پیگیر این سینما در ابعاد جهانی باشند و فیلنامه را در اولویت اول بگذارند. هرچند که در ایران فیلمسازان فیلم کوتاه با مشکلات مالی برای ساخت فیلمشان به شدت درگیر هستند ولی این نباید باعث شود که فیلم‌نامه فراموش شود. برای من فیلم‌نامه هسته‌ی اصلی فیلم کوتاه است. همه چیز در مهارت داستانگویی خلاصه می‌شود، در این مورد باید کمی به شیوه‌های قصه‌گویی مادربزرگ‌های‌مان فکر کنیم، نسلی که بدون دوربین، لنزهای عجیب غریب و طراحی صحنه‌های فوق‌العاده طوری برایمان داستانگویی می‌کردند که مدهوش می‌شدیم.

«فرکانس» با «وقت نهار» تفاوت‌های بسیار زیادی دارد. علاوه بر تفاوت عمده در شیوه بازیگری و اجرا در فیلم‌نامه‌نویسی هم شباهتی بین این دو فیلم وجود ندارد. «فرکانس» بیشتر به فیلم‌های تجربی و فضاسازی‌های سورئال شبیه است و «وقت نهار» رِئال و اجتماعی. دلیلی برای این تفاوت در شیوه‌ی فیلمسازی و انتخاب موضوع داشتید؟
من ترجیح می‌دهم که شیوه‌های مختلف فیلمسازی و حتی انواع سینمایی را در فیلم‌هایم تجربه کنم و در فیلم بعدی هم قطعا فیلمی متفاوت نسبت به حال و هوای «وقت نهار» خواهم ساخت. من واقعا ژانر مورد علاقه‌ای ندارم و علاقه‌مندم فیلم‌ها در ژانرهای مختلف را تجربه کنم.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام