کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
پنج شنبه, 02 آبان 1398   Thursday 24 October 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 19 خرداد 1397

صفحه خبر: صفحه یک

به صراحت بگویم که این نوشتار، مختصری است در دفاع از مجاهدت‌های عالمانه و عاقلانه دکتر محمدجواد ظریف، وزیر مظلوم و مقتدر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران. با خروج ترامپ از برنامه‌ جامع اقدام مشترک (موسوم به برجام)، بیش‌از گذشته، بی‌انصافی‌ها را شاهدیم که بیش از همه ناشی از قول بغیر علم و "ذهن‌های مهندسی و پزشکی" است. در این مختصر، سعی می‌کنم به چند بی‌انصافی و قول غیرتخصصی عمده در رابطه با دیپلماسی هسته‌ای دکتر ظریف بپردازم. ابتدا لازم است به دو موضوع کلی اما ضروری برای هر دولتمرد و سیاستمدار جمهوری اسلامی بپردازم که همانا "تخصص و تعهد" است.
یکی از اساتید محترم گروه روابط بین‌الملل دانشگاه تهران، چندی پیش اعلام کرد که "بنده به مجموعه‌ آقای دکتر ظریف و دیپلماسی هسته‌ای ایشان نمره‌ 2 هم نمی‌دهم، چرا که ایشان متخصص (قابل تحسین و قابل احترام) حقوق بشر است و نه امنیت بین‌الملل". اولاً، اگر حقی برای نمره دادن وجود داشته باشد، این حق دوطرفه است؛ جناب دکتر ظریف هم باید به اساتید روابط بین‌الملل در حوزه‌ تحلیل سیاست خارجی نمره بدهند. این استاد محترم هم باید جواب دکتر ظریف را بدهند که چرا یکی از عوامل وخیم‌تر شدن مسئله‌ هسته‌ای ایران بودند.ثانیاً، درست است، یکی از تخصص‌های دکتر ظریف حقوق بشر است که نمودهای این تخصص را در سخنرانی‌های ایشان در محافل علمی و سیاسی در اروپا و ایالات متحده شاهدیم که به چه زیبایی و با چه زبان متقاعدکننده‌ای از وضعیت حقوق بشر در ایران و غرب سخن می‌گویند. این سخنرانی‌ها از همان‌هایی است که مقام معظم رهبری فرمودند "من واقعاً باید از وزیر خارجه‌مون تشکر کنم؛ برخوردش با خباثت آمریکایی‌ها و یکی به نعل یکی به میخ زدن اروپایی‌ها برخورد خوب و قاطعی است؛ برخیش پخش شده شما اطلاع دارید، بله، راه همین است، باید برخورد کنند". متاسفانه رسانه‌ی ملی در پخش این حجم عظیم "کنش‌های کلامی" وزیر محترم امور خارجه کوتاهی کرده است.
با این حال، حقوق بشر تنها یکی از تخصص‌های وزیر محترم امور خارجه جمهوری اسلامی است. پایان‌نامه‌ کارشناسی ارشد ایشان در مورد "تحریم‌های بین‌المللی" بوده است و رساله‌ دکترای ایشان هم در حوزه‌ "تجاوز و دفاع". هر دو آثار در مورد مسائل مورد نیاز جمهوری اسلامی بودند. همین رساله‌ دکترا بود که برای رایزنی و مکاتبه با دبیرکل سازمان ملل متحد در رابطه با تجاوز عراق به ایران مورد استفاده قرار گرفت و بر گزارش مهم دبیرکل در مورد "متجاوز بودن" عراق تاثیر گذاشت. "تجاوز و دفاع" موضوع "حقوق و امنیت بین‌الملل" است. علاوه بر این، ایشان سال‌ها "خلع سلاح و کنترل تسلیحات" را در دانشکده‌ روابط بین‌الملل تدریس کرده و پیش از وزارت نیز با یکی از همکاران دانشگاهی خود در حال نگارش کتابی جامع در رابطه با "دیپلماسی خلع سلاح و کنترل تسلیحات" بودند. در طول دوران حدوداً سی‌ساله‌ خدمت در وزارت خارجه هم ایشان بارها مذاکره‌کننده و صاحب‌نظر معاهدات، کنوانسیون‌ها و اجلاس‌های این حوزه بوده‌اند که یکی از موارد درخشان آن
هم تدبیر هیئت دیپلماتیک ایران در
"اجلاس بازنگری معاهده‌ عدم اشاعه‌ هسته‌ای در سال 2005" بود.
در رابطه با تعهد هم، وفاداری ایشان به نظام جمهوری اسلامی و انقلاب عالمانه، خالصانه و اندیشمندانه است. ایشان "دیپلماسی ارزشی" را یکی از منابع و توانمندی‌های بی‌نظیر جمهوری اسلامی می‌دانند. سابقه نداشته است که کسی بمانند دکتر ظریف بر مفهوم علمی و تخصصی "گفتمان انقلاب اسلامی در عرصه‌ی بین‌المللی" تاکید داشته باشد و در این راستا مجاهدت کند؛ حتی کسانی که با
مفهوم "گفتمان" در دانشگاه فعال و پرکار امام صادق (ع) آشنا شده و بعداً مسئول بخشی از دیپلماسی کشور شدند. رکن رکین جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن، "ولایت فقیه" است. ارادت وزیر محترم امور خارجه خدمت عالم متقی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را در دوران "خانه‌نشینی" ایشان به چشم دیدم. در زمانی که عصبانیت از سیاست خارجی دولت‌های وقت بودند اما همواره از تدبیر و تقوای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سخن گفتند. حدیث نورانی "المجالس بالامانه" را اولین بار از زبان آقای دکتر ظریف سر کلاس درس "سازمان‌های بین‌المللی و موضوعات جهانی" شنیدم؛ اگر تقید به این حدیث نورانی نبود، شواهدی ارائه می‌کردم که چرا معتقدم. این ارادت، ارادتی عالمانه و خالصانه است.
در همین رابطه، باید به یکی از انتقادات و به بیان درست‌تر بی‌انصافی‌هایی که به ایشان وارد شد اشاره کنم. در حین و بعد از مذاکرات شاهد بودیم که عده‌ای کلیپی از صحبت‌های آقای دکتر ظریف با محمد البرادعی در سال‌های دور و سخنرانی ایشان در شورای روابط خارجی ایالات متحده در پاسخ به خانم هاله اسفندیاری در سال‌های اخیر را به عنوان شاهد "جناح‌بازی" وزیر محترم امور خارجه مورد استناد قرار دادند. ابتدا باید متذکر شد که تفکیک بین "سیاست خارجی" و "سیاست داخلی" تفکیکی است صرفاً تحلیلی و آکادمیک؛ در دنیای واقعیات، این دو عرصه به هم گره خورده‌اند. "سیاست داخلی" به معنای تخصصی کلمه و نه "جناح‌بازی" یکی از ابزارها و منابع بسیار مهم در دست یک دیپلمات است که باید از آن استفاده بجایی داشته باشد. سخنان وزیر امور خارجه در رابطه با سیاست داخلی در محافل خارجی را باید در قالب راهبردهای مذاکراتی چون "دست و بالم بسته است" مورد بررسی قرار داد نه وابستگی به جناح خاصی در کشور.
عدم جناح‌بازی و وابستگی وزیر محترم به جناح خاصی در داخل را می‌توان در چند شاهد تاریخی نیز مشاهده کرد: زمانی که در دولت میرحسین موسوی، نام دکتر ظریف به عنوان نامزد نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد مطرح شد، یکی از اعضای هیئت دولت، دکتر ظریف را فردی "آمریکایی" خواند؛ در مجلس ششم، یکی از شروط برخی از نمایندگان برای رای اعتماد به جناب آقای دکتر خرازی به عنوان وزیر امور خارجه این بود که دکتر ظریف معاون ایشان نباشند؛ در انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی، تنها کسی که از دکتر ظریف تقاضای نامزدی نمایندگی مجلس کرد، یکی از شخصیت‌های مطرح اصولگرایی بود؛ و در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جهوری سال 1392 نیز غیر از آقای دکتر روحانی دو نامزد مطرح اصولگرایی هم به ایشان پیشنهاد فعالیت در ستاد انتخاباتی حتی به عنوان وزیر امور خارجه را دادند.
یکی از مفاهیم پرچالش که هم قبل از مذاکرات و هم بعد از آن در مورد تیم مذاکره‌کننده‌ی هسته ای به کار می‌رفت و همچنان به کار می‌رود مفهوم "اعتماد" است. از لحاظ نظری، وزیر محترم امور خارجه به درستی، این مفهوم را اصلاً جزء مفاهیم روابط بین‌الملل نمی‌دانند. لحظه‌لحظه‌ی مذاکرات و جای‌جای برجام نیز حاکی از بی‌اعتمادی متقابل است. برخی با فرض تفسیربردار بودن متن برجام می‌گویند اگر متن برجام تفسیربردار نبود بسیاری از مشکلات پیش نمیامد. اولاً کدام متن تفسیربردار نیست؟؛ ثانیاً، کدامیک از نقض‌های برجام از سوی طرف مقابل با استناد به مفهوم یا جمله‌ای تفسیربردار در برجام صورت گرفته است؛ ثالثاً، این یک توهم است که بحران هسته‌ای صرفاً با یک متن قابل حل بود و اتفاقاً اینکه می‌گویند اگر متن برجام به فلان صورت نوشته شده بود یا اگر اوباما نوشته بود و امضا کرده بود، به معنای "اعتماد" و اتکا به هیچ و پوچ است. مگر متنی محکم‌تر و حقوقی‌تر از قطعنامه‌ی شورای امنیت وجود داشت که به قول مقام معظم رهبری ترامپ "مثل آب خوردن" از آن خارج شد؟؛ و مگر خود جمهوری اسلامی متون محکم و حقوقی چون قطعنامه‌های "1696، 1737، 1747، 1803 و 1929" را ثانیه‌ای اجرا کرد؟ کوتاه سخن اینکه، اصول و فنون دیپلماسی که رشته‌ای تخصصی است را باید در جای دیگری جست نه در مفاهیمی چون "اعتماد".
مفهوم پرچالش دیگر، مفهوم "عجله" است. برخی معتقدند تیم مذاکره‌کننده عجله کرده است. اولاً، دو سال مذاکره عجله‌ای را نشان نمی‌دهد، مگر دو سال برای تاثیرگذاری بیشتر یک بحران زمان کمی است. ثانیاً، عجله همیشه هم کاری شیطانی نیست. اینکه تیم مذاکره‌کننده‌ هسته‌ای تعطیلات نوروز خود را هم صرف مذاکره می‌کند نشانه‌ تعهد است نه عجله‌. فراموش نکنیم که در ابتدای مسئله‌ی هسته‌ای، زمانی که کشور مورد شک و ظن بود، "ذهن‌های مهندسی" سازمان انرژی اتمی به بهانه‌هایی چون "تعطیلات نوروز" بازدید بازرسان آژانس از کشور را به تاخیر می انداختند؛ و فراموش نکنیم که در دوره‌ی مذاکراتی قبل از مذاکرات دوران دکتر ظریف، بین دو مذاکره‌ تیم مذاکره‌کننده
9 ماه فاصله بود؛ در 9 ماه، می‌توان یک انسان به دنیا بیاید.
تصور اشتباه دیگری که وجود دارد این است که تثبیت حق غنی‌سازی ایران در قطعنامه‌ شورای امنیت سازمان ملل متحد حاصل دیپلماسی نبود، حاصل دستیابی ایران به غنی‌سازی 20 درصدی بود. در اینجا، باید دو موضوع مهارت فنی و مهارت دیپلماتیک را تثبیت حق غنی‌سازی ایران محصول هر دوست را از یکدیگر تفکیک نمود. درست است که غنی‌سازی بالفعل برای تثبیت حق غنی‌سازی لازم است اما برای کفایت، نیاز به مهارتی در حد تسلط وزیر محترم امور خارجه بر سازوکارها و نهادهای بین‌المللی بویژه سازمان ملل متحد است که وزیر محترم در آن زندگی کرده است. در اینجا لازم است به دو توفیق بزرگ در حین مذاکرات اخیر هسته‌ای توجه کرد؛ در همین مذاکرات بود که تیم فنی هسته‌ای ایران (به سردمداری آقای دکتر صالحی) مهارت فنی خود در زمینه‌ی هسته‌ای (بویژه در موردآب سنگین) را به رخ جهانیان کشید؛ در اثنای همین مذاکرات بود که شبکه‌ی سی‌ان‌ان اعلام کرد "تیم مذاکره‌کننده‌ی ایرانی قوی‌تر از آمریکایی است". باید خداوند را شکرگزار بود که سابقه‌ی بین‌المللی دیپلمات ارشد ایرانی یعنی وزیر امور خارجه در مقایسه با تمام نمایندگان 6 قدرت بزرگ دنیا و مسئول سیاست خارجی اتحادیه‌ی اروپا که پشت میز مذاکره می‌نشستند قوی‌تر بود.
با همه‌ مسائل پیش رو، برجام به دست آمد. با خروج ایالات متحده باز شاهدیم که برخی "ذهن‌های مهندسی و پزشکی" آسمان‌ریسمان کرده و انتقادتی مضحک‌تر از گذشته مطرح می‌کنند: "ترکمانچای هم نسخه‌ی فارسی داشت، اما برجام ندارد"؛ "آقای ظریف که متخصص همه‌چیز نیست". بله، آقای ظریف خیلی وقت است که می‌داند متخصص همه‌چیز نیست و نمی‌تواند باشد. ما باید بدانیم که نمی‌توانیم هم متخصص اطفال، هم متخصص تاریخ تمدن، هم متخصص تاریخ اسلام، هم متخصص دیپلماسی و سیاست خارجی و قس علی هذا باشیم. همین "ذهن‌های مهندسی و پزشکی" بودند که دو ماه قبل از صدور اولین قطعنامه‌ای شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علیه برنامه‌ی هسته‌ای ایران در مقابل استدلال کارشناسان وزارت خارجه استدلال می‌کردند که دو ماه دیگر قطعنامه‌ای صادر نمی‌شود چرا که "البرادعی گفته است من خاتمی را می‌بینم یاد بابام میفتم"!!!
آری، با خروج رژیم ترامپ از برجام، برجامی که با 1+5 مذاکره شد، مُرد. اما برجامِ شامل آمریکا مسئولیت خود را انجام داد بعد مُرد. مسئولیت پایان دادن به یک "بحران" 12 ساله بود. این مفهوم را تنها یک "ذهن استراتژیک" می‌تواند بفهمد نه "ذهن مهندسی و پزشکی پروژه‌نگر و نه پروسه‌نگر". اینک و با این دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی، اگر رژیم ترامپ یا هر رژیم دیگری می‌تواند بحرانی حتی شبیه به بحران هسته‌ای برای جمهوری اسلامی پیش بیاورد. برجام زنده باد، چرا که بحرانی را که افساری در دست ایالات متحده بود خاتمه‌ای
بی‌بازگشت داد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام