کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
چهارشنبه, 01 خرداد 1398   Wednesday 22 May 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 23 اردیبهشت 1397

صفحه خبر: آفتاب اقتصادی

حسن سبحانی استاد اقتصاد دانشگاه تهران در گفتگو با خبرآنلاین درباره تحولات بازار ارز سخن گفته است.بخشی از این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:
رشد قیمت ارز که از شهریور 96 آغاز شد در ماههای اخیر به اوج خود رسید.در همین زمان سناریوهای متعددی برای یافتن مقصر این التهاب‌ها
مطرح شد. مثلا گروهی معتقدند که ریشه پرش ارزی خارج از ایران است.یا گروه دیگری آن را ناشی از ضعف سیاستگذاری در بانک مرکزی می‌دانند.نظر شما در این رابطه چیست؟
فهم بازار به اصطلاح سیاه ارز وامدار این است که معین باشد مکان تحقق آن کجاست و بازیگران این بازار
چه کسانی هستند تا امکان آن فراهم گردد که اظهار نظر
شود که آیا اصولا موضوعیت دارد که آنچه فعلا اتفاق می‌افتد را پدیده ای واقعی در اقتصاد ایران بدانیم؟
یا به عبارتی دیگر آنچه اتفاق می‌افتد را قابل تسری
به دیگر بخش‌های اقتصاد بدانیم ؟ من معتقدم که آنچه
در خصوص افزایش لجام گسیخته نرخ ارز واقع می‌شود قابل تسری به واقعیات اقتصاد ایران نیست.عده ای که آنها را به دلیل فقدان اطلاعات نمی‌شناسیم،اما تحقیقا در اقتصاد ایران مولد نیستند. با ادله ای معطوف به سودآوری سفته بازی با ارز و طلا در شهر تهران نرخی را سامان داده و آن را اعلام می‌کنند. به لحاظ سهم، پیامد‌های سفته بازانه
بازیگران این صحنه و نقشی که در این میدان بازی
می‌کنند،اصولا قابل تعمیم به فعالان اقتصادی
مرتبط با ارز نیست.سفته بازی آنها کارکرد اقتصاد 80 میلیونی ایران نیست؛ البته منظور این نیست که آثار سفته بازی این افرادمتوجه اقتصاد نمی‌شود،اما می‌گویم که نوع فعالیت این افراد مسئله اساسی همه مردم نیست.بنابراین در مواجهه با آن‌ها و رصد اقدامات‌شان، مقامات مسئول و سیاسیون و رسانه‌ها نباید به گونه ای عمل کنند که به جامعه القا شود فعالیت سفته بازان ارز و نتایج آن را مسئله و یا مشکل همه کشور و اقتصاد مردمش تلقی نمایند. ابعاد کار، بازیگران عرصه ، میزان داد و ستد و حجم مبادلات ارزی را باید شناخت و آنگاه در باره قابلیت تعمیم و یا تسری پیامدها به اقتصاد ملی تصمیم گیری نمود و حتی از آن صحبت کرد. به نظرمی‌رسد اگر مقامات و رسانه‌ها ابعاد این بازار و بازیگران آن را در نظر نگیرند و ساده انگارانه با آن به مثابه یک پدیده طبیعی اقتصادی برخورد کنند، به نحوی به لجام گسیختگی این فضا دامن زده اند و در معرض این آسیب قرار گرفته اند که آنچه که دیگران با منویات عمدتا غیراقتصادی دنبال می‌کنند را به فعالیت‌های حقیقی اقتصاد ایران تحمیل نمایند. آنچه عرض کردم می‌تواند بستر مطالعات مربوط به ارز در شرایط فعلی کشور باشد.با توجه به بستر مطروحه، برای ریشه یابی تحولات فعلی ارز و فهم چرائی آن ،باید به این واقعیت توجه کرد که شرایط سرمایه گذاری،اشتغال و بیکاری در اقتصاد ایران بسیار غیر قابل دفاع شده است ،
مردم به صورت متراکم 6-5 سال در انتظار گشایش اقتصادی مانده اند ولی گشایشی اتفاق نیفتاده است و لذا تلقی آنها از بهبود فضای کسب و کار نسبت به گذشته بدتر شده است.
در چنین شرایطی تعدادی با درک اینکه رکود طولانی شده و آینده به لحاظ پدیده‌های سیاسی و اجتماعی مبهم گردیده است، ترجیح می‌دهند که آنچه دارند را در یک فضایی به جریان بیندازند که بازدهی بیشتری داشته باشد و خرید و فروش ارز از جمله آن‌هاست.بدیهی است که افراد زیادی در کشور اصولا ارز ندارند و مسئله آنها هم خرید و فروش ارز نیست و تنها افراد معدودی در این بازار هستند که بر روی ارز فعالیت سفته بازانه انجام می‌دهند.در چنین شرایطی تا زمانی که جایگزینی از جنس سرمایه گذاری سودآورتر، برای این فعالیت پیدا نشود و وجوه ریالی که در اختیاراین تعداد است ،کشش داشته باشد، ممکن است نرخ بالا برود.
** مسئله مهم این است که این اتفاق با اقتصاد 80 میلیونی چه نسبتی دارد؟
اینکه سفته بازی روی ارز در شبه بازاری اینچنینی ، مقامات سیاسی و اقتصادی را به دنبال خود بکشاند، در واقع خطائی استراتژیک است زیرا شرایط فعلی از مسائل مبتلا به میلیون‌ها فعال اقتصادی نیست. لذا من فکر می‌کنم نتایج فعالیت بسیار محدودی که با انگیزه‌های سفته بازانه صورت می‌گیرد و در زمره بازیگران قطعی این شبه بازار ممکن است حتی یک واردکننده کالاهای اساسی و یا سرمایه ای نیابید یعنی نوع تقاضای آن هم تولیدی نیست و عرضه کنندگان ارز آن هم می‌توانند عمدتا از مجموعه همان متقاضیانی باشند که در روزهای پیشین ارز را به قیمت کمتری خریده اند و حالا با نرخی بالاتر به متقاضیان دیگر می‌فروشند، نمی‌تواند ملاک تصمیم گیری برای نیاز‌های ارزی یک کشور گسترده باشد.
** یعنی دولت بدون توجه به این پدیده‌ها باید سیاست‌های خود را پیش ببرد؟
باید این جنس از التهاب را بشناسد و نقش آنها را در نظر بگیرد؛ اما سیاست سنجیده ای انتخاب کند که لزوما در واکنش با این پدیده نباشد. از سویی باید بپذیرد که در قبال سیاست ارزی او یک بازار سیاه ارزی شکل می‌گیرد که بازیگرانی دارد و این امر اجتناب ناپذیر است.اینکه دولت بگوید ما یک نرخ داریم و نرخ‌های دیگر را به رسمیت نمی‌شناسیم،بستن چشم بر روی واقعیت‌هاست.حتی در کشورهای سوسیالیستی که دولت همه کاره است، حضور بازار سیاه در کنار بازار اصلی موضوعیت یافته است، مسئله دولت در سیاست ارزی باید معطوف به انتخاب نرخی برای ارز باشد که تولید را رونق دهد و در این ارتباط هوشیار باشد که دولت دنباله رو سفته بازان معرفی نشود.
آن‌ها نباید سیاست ارزی کشور را با اقدامات‌شان رقم بزنند. برای پیش بردن سیاست ارزی منتخب دولت همین مقوله کافی است که منافع سیاست اتخاذی‌اش، از مضار بازار سیاه ناشی از آن سیاست کمتر باشد.اگر چنین بود باید شجاعانه راه خود را طی کند.
** اما این پدیده به سایر بازارها هم سرایت
کرده است.در بازار سکه ، مسکن و بورس هم موثر بوده است.آیا راهکاری برای کاهش التهاب‌ها
وجود دارد؟
این واقعیت وجود دارد که مردم احساس می‌کنند که این تغییرات بر زندگی آنها تاثیر می‌گذارد،اما مشکلات اینچنینی ظرف چند روز ایجاد نشده که انتظار داشته باشیم اقتصادی معجزه کند و در مدت کم آن‌ها به سامان برسند.
مهم این است که بپذیریم شرایط فعلی شبه بازار
ارز ناشی از سفته بازی است و عده ای هستند که فعالیت‌های غیرمولد در اقتصاد ایران دارند.منفعت طلبی و سودجوئی را حتی اگر پتانسیل آن را داشته باشد که بر محیط کسب و کار مولد ،تاثیر منفی گسترده بگذارد در فقدان شرایط سودآورتر در امور مولد، ادامه می‌دهند، لذا باید حد زیادی از فعالیت دولت و نظام رسمی‌تبلیغاتی صرف آموزش مردم شود. مردمی‌که همه امورخود را در یک ارتباط نانوشته و عمدتا غیر مقبول به لحاظ اقتصادی
به نوسانات نرخ ارز مهندسی شده در شبه بازار سفته بازان ،
تسری می‌دهند.من به جد اعتقاد دارم که نظام
رسمی‌اقتصادی باید با مردم صحبت کند و ضمن اینکه از حق آنها می‌گوید از تکلیف آنها هم بگوید. مردم اگر انتظار ساماندهی بازار ارز از سوی مجلس و تشکیلات دولتی و ... را دارند، باید با نوع آگاهی که به آن‌ها داده می‌شود در قبال فعالیت‌های سفته بازانه ، و به هنگام افزایش یافتن قیمت کالاها و خدماتی که یا به نرخ ارز ربط معنی داری ندارد و یا مربوط به دورانی است که نرخ ارز وضعیت دیگری داشته است از تقاضای خود بکاهند و امکان کاهش ارزش پول خود را به رانت خواران ارزی ندهند.نقش مردم در ساماندهی مشکلات از هر عامل دیگری بالاتر است.بدیهی است وقتی قیمت کالائی به بهانه نوسانات نرخ ارز بالا می‌رود اگر مردم هم تقاضایشان را برای آن کالاها و خدمات اضافه کنند نمی‌توان انتظار توفیق نظام رسمی‌را در ساماندهی داشت حتی اگر ادعای نظام رسمی‌توانائی کنترل اوضاع باشد.البته سوء برداشت نشود؛ من نقش سیاستگذاری متناسب را کم رنگ نمی‌کنم، بلکه معتقدم اگر سیاست‌های ارزی درست و یا متناسب هم باشند وقوف و آگاهی اقتصادی مردم در توفیق آن سیاست‌ها نقش بنیادی دارد.
** چه باید کرد که تقاضا کم شود؟
بهترین راه این است که برای مردم، آینده را ترسیم کرد.شاید برای شما عجیب باشد که من از یک رفتار غیراقتصادی موثر بر اقتصاد صحبت می‌کنم. دلیل آن واضح است. بخش قابل توجهی از انگیزه‌هایی که بر فعالیت‌های سفته بازی تاکید دارد، انگیزه‌های منفعت طلبی
افراطی است.معتقدم که در کوتاه مدت نباید انتظار داشت
که تقاضا کم می‌شود.لذا باید سیاست سنجیده ای
اتخاذ شود که حداقل در میان مدت قابل تغییر نباشد تا بتوان بدان تکیه کرد. در عین حال با مردم درباره ابعاد این موضوع صحبت کرد تا همکاری آن‌ها
جلب شود. اینکه دولت مثل یک قهرمان بگوید که ما موضوع را حل کرده ایم، جواب نمی‌دهد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام