کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
چهارشنبه, 01 خرداد 1398   Wednesday 22 May 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 23 اردیبهشت 1397

صفحه خبر: جامعه

آفتاب یزد - سمیرا نوری: دوران تحصیل از آن دوره‌های خوش زندگی است. حتی شب‌های امتحانش نیز خاطرات شیرینی را در ذهن حک می‌کند. اما کسی که تحصیل را انتخاب می‌کند، باید هزینه‌های دیگری را پرداخت کند؛ تحصیل را به بهای بازماندن از ورود به بازار کار ادامه می‌دهد. این امر به ویژه در دوره‌ی دکتری دانشجویان را با مشکلات مالی بسیاری مواجه می‌کند. دانشجویان دوره‌ی دکتری از نظر سنی نسبت به دانشجویان دیگر مقاطع بزرگتر هستند و به تبع نیاز بیشتری به شغل و درآمد دارند. بسیاری از این دانشجویان تشکیل زندگی داده‌اند، و ناچارند در کنار تحصیل تا دیر وقت کار کنند. اما مگر نه این که دانشجوی دکتری باید ساعات زیادی را صرف مطالعه و پژوهش کند؟ حال در کنار ساعات زیاد کاری روزانه چگونه ممکن است این مطالعه و پژوهش اتفاق بیفتد؟ یا اگر اتفاق بیفتد آیا با کیفیتی بالا اتفاق می‌افتد؟ پس دانشجویان چاره‌ای ندارند جز این که درس را به حاشیه‌ی زندگی برانند و سخت کار کنند یا این که از کار و درآمد صرف نظر کنند و به دنبال ارتقای علمی باشند. همانگونه که گفته شد این ارتقای علمی بدون هزینه نیست. دانشجو باید برای ارتقای علمی‌اش که بی‌شک به ارتقای علمی جامعه می‌انجامد، هزینه‌ی فرصت کند؛ فرصت از دست دادن چیزی باارزش به نام پول.


سهم دانشجویان تنها یک وام 700 هزار تومانی
در ایران تنها به بعضی از رشته‌ها مانند پزشکی که بخشی از دوره‌ی تحصیل را به عنوان کارآموز در ادارات می‌گذرانند و همچنین در بعضی از مراکز آموزشی نظیر پژوهشگاه‌ها حقوق ماهیانه تعلق می‌گیرد. در اغلب رشته‌های علوم انسانی که نیاز به مطالعه‌ی بالا دارند و در دانشگاه‌های دولتی ارائه می‌شوند در کنار تحصیل، درآمدی برای دانشجویان در نظر گرفته نشده است. تنها پولی که به تمامی دانشجویان دکتری به طور برابر تعلق می‌گیرد یک وام 700 هزار تومانی ماهیانه است.
ذوالفقار یزدان‌مهر رئیس صندوق رفاه دانشجویان وزارت علوم، در اردیبهشت 96 در این خصوص گفت: «مبلغ وام برای کلیه دانشجویان ماهیانه حدود هفت میلیون ریال است که پرداخت آن به صورت هر سه ماه یک بار به مبلغ 21 میلیون ریال صورت می‌گیرد. وام مذکور به کلیه دانشجویان واجد شرایط از نیمسال اول تحصیل تا پایان تحصیل در سنوات مجاز (هشت نیمسال) پرداخت می‌شود به طوری که کارمزد وام مذکور چهار درصد است. همچنین دانشجویان جهت دریافت این وام باید هر شش ماه تقاضای وام و مدارک مستندات آموزشی خود را به ادارات رفاه دانشگاه محل تحصیل تحویل نمایند.» شاید کارمزد چهار درصدی مبلغ ناچیزی به نظر آید ولی پرداخت آن برای دانشجویی که تازه فارغ‌التحصیل و وارد بازار کار شده، چندان بی‌دغدغه نخواهد بود.

تبعیض بین دانشجویان رفع شود
مهرداد صادقیان ندوشن عضو صنف مجازی دانشجویان دکتری وزارت علوم در این خصوص به آفتاب یزد می‌گوید: «بین دانشجویان وزارت علوم و دانشجویان وزارت بهداشت، تبعیض زیادی است. البته این تبعیض در بخش‌های دیگر نیز اعمال می‌شود؛ اساتید، پرداختی‌ها وامکانات رفاهی. تبعیض ناروایی بین دانشجویان این دو وزارت‌خانه حاکم است. در بیشتر کشورهای دنیا دکتری شغل است. شما وقتی وارد دانشگاه می‌شوید وزارت علوم از شما تعهد کار تمام وقت می‌گیرد؛ یعنی باید حضور کامل در دانشگاه به همراه کار و پژوهش داشته باشید، مخصوصا رشته‌های آزمایشگاهی مثل فیزیک و شیمی. هر دانشجو باید در ماه باید 120 ساعت حضور را پر کنند. دانشجویان دکتری در سن خاصی هستند و در اکثر دنیا در حین تحصیل فاند می‌دهند. دانشجوی دکتری وزارت علوم هیچ دریافتی ندارند. اما دانشجویان وزارت بهداشت سال اول ماهانه یک میلیون و دویست تومان و سال چهارم دو تومان دریافت می‌کنند. بیش از 80درصد رشته‌های دکتری تخصصی هیچ ارتباطی به بیمارستان ندارند و کارشان نظری است. همین‌ رشته‌های نظری در وزارت بهداشت حقوق می‌گیرند. ولی به رشته‌های مشابه آن در وزارت علوم چیزی تعلق نمی‌گیرد. اکثر رشته‌های تخصصی وزارت بهداشت، در وزارت علوم هم تدریس می‌شود؛ رشته‌هایی مانند مثلا رفاه، اقتصاد، شیمی. مثلا رشته‌ی اقتصاد در وزارت بهداشت اقتصاد سلامت است و در وزارت علوم ممکن است اقتصاد کشاورزی باشد. اما هر دو اقتصاد هستند. کسی که در وزارت علوم دکتری شیمی می‌خواند هیچ پولی دریافت نمی‌کند، دانشجوی دکتری وزارت بهداشت دریافتی ماهیانه دارد. ما اولین صنف مجازی دانشجویان دکتری وزارت علوم را تشکیل داده‌ایم. مشکل حقوق دانشجویان دکتری، یک مسئله‌ی سیاسی نیست، کاملا علمی است. یک بودجه‌ی 300 میلیارد تومانی نیاز است تا ماهانه 800 الی 900 تومان کمک هزینه بلاعوض به دانشجویان بدهند.این بودجه می‌تواند تامین شود، ولی اراده‌ای برای آن وجود ندارد. دوره‌ی دکتری دوره‌ی تحقیق و پژوهش است و دانشجویان آن باید مسائل کشور را حل کند. چه نیازی است 15 هزار دانشجوی دکتری در دانشگاه‌های دولتی و 10 هزار دانشجو دکتری در دانشگاه آزاد بگیریم. از بین این 15هزار دانشجوی دولتی، 8 هزار نفر در روزانه‌ی روزانه درس می‌خوانند. معاون وزیر بهداشت گفت 10 سال از آمار تولید علم جلو هستیم. پس الان باید کیفیت را بالا ببریم. دلیلی ندارد که اینقدر دانشجو جذب کنیم. اگر دانشجو در دانشگاه تامین شود، دیگر برای کار به جای دیگری نمی‌رود. همین کار کردن حین تحصیل دوره‌ی دکتری را طولانی می‌کند و دانشجو مجبور می‌شود برای تاخیر در فارغ‌التحصیلی جریمه سنوات پرداخت کند. وزیر علوم دو بار به علت عدم افزایش حقوق هیئت علمی‌ها به مجلس رفت ولی هیچ اشاره‌ای به دانشجویان دکتری نکرد.»

هفت‌خان دریافت وام
بسیاری از دانشجویان دکتری با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند. اما علاقه‌ی آن‌ها به تحصیل علم و شاید هم تولید علم باعث شده که این سختی را به جان بخرند. به هر حال این که آن‌ها با چنین شرایطی تحصیل می‌کنند نشان از این ندارد که از این وضعیت راضی هستند و از آن رنج نمی‌برند. یکی از دانشجویان دکتری رشته‌ی تاریخ که در دوره‌ی روزانه‌ی دانشگاه دولتی درس می‌خواند در این باره به آفتاب‌یزد می‌گوید: «هیچ درآمدی به دانشجوی دکتری تعلق نمی‌گیرد. تنها هر سه ماه یک بار یک وام می‌دهند. برای همین وام هم باید دو ضامن که کارمند رسمی هستند را برای دادن تعهد محضری ببریم. همچنین باید هر سه ماه یک بار هم پرینت انتخاب واحد را برای گرفتن وام به آن‌ها نشان دهیم. یعنی برای هر سه ماه دو میلیون و صد هزار تومان می‌ریختند. اما همین رقم هم الآن به یک میلیون و هشتصد هزار تومان کاهش یافته است. ما دانشجویان دکتری که بیکاریم این پول را برای امرار معاش می‌گیریم. امیدی نداریم. یک وام دیگر هم به دانشجویان دکتری تعلق می‌گیرد که به آن وام ضروری می‌گویند. این وام فقط یک بار در کل دوران تحصیل به مبلغ سه میلیون تومان پرداخت می‌شود. شرایط این وام سخت‌تر است؛ باید غیر از دو نفر ضامن، یک فاکتور خرید لپ‌تاپ یا هر چیز دیگر را ببریم و بگوییم من این مقدار پول را خرج کردم تا مبلغ خرج شده را به عنوان وام پرداخت کنند. دانشجو به عنوان دانشجوی دکتری هیچ پولی نمی‌گیرد. هیچ وام بلاعوضی به دانشجو نمی‌دهند. این وام ماهی 700 تومانی را هم باید پس بدهیم. پولی شدن دانشجو به ضرر دانشجو است. دانشجویانی که شبانه یا پردیس می‌خوانند، 60 میلیون تومان برای تحصیل می‌دهند. وقتی که قرار است این دانشجویان بیکار باشند، چرا اقدام به پذیرش می‌کنند؟ پس فقط می‌خواهند پول بگیرند و مدرک بدهند؟ دانشجویان دکتری شبانه و پردیس یا برای تحصیلشان پول می‌دهند یا این که بورس شدند که در این صورت سهم یک دانشجو دیگر را تباه می‌کنند.»

کاسبی با زندگی دانشجویان
به راستی اگر توانایی تامین هزینه‌های این دانشجویان وجود ندارد، لزوم پذیرش تعداد بالای دانشجویان دکتری در دانشگاه‌های دولتی چیست؟ آیا جامعه به این تعداد فارغ‌التحصیل دکتری نیاز دارد؟ یا در پس پرده ماجرایی دیگر در جریان است؟ محمدامین قانعی‌راد استاد جامعه‌شناسی در توضیح این مسئله به آفتاب‌یزد می‌گوید: «ما باید دانشجو را حمایت کنیم. وقتی به یک تخصص نیاز داریم، برای آن نیرو تربیت می‌کنیم. دانشجو نیرویی است که تربیت می‌کنیم. پس باید به لحاظ مالی دانشجویان را حمایت کنیم. پرداخت وجه به دانشجو یک سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌گذاری برای ساخت سرمایه‌ی انسانی که بازگشت دارد. دانشجو در عرض چند ماه به اندازه‌ی تمام سال‌هایی که به او حقوق تعلق گرفته است، درآمد کسب می‌کند. در بیشتر کشورهای جهان این کار را انجام می‌دهند. به خاطر این که در فردای جامعه به فارغ‌التحصیلان نیاز دارند. ولی در ایران به دلیل فقدان رابطه بین آموزش و شغل این گونه نیست. مثلا دانشجوی جامعه‌شناسی تربیت می‌کنند ولی نه جایگاه شغلی او را در نظر گرفته‌اند نه این که به جامعه‌شناسی اعتقاد و باور دارند. پس کاسبی می‌کنند و از ارائه خدمات آموزشی پول دریافت می‌کنند. می‌گویند ما به دانشجو خدمات آموزشی می‌دهیم و دانشجو هم پول به ما بدهد. این‌ها حتی به طور ناخواسته و غیرمستقیم مقوله‌ی مهاجرت سرمایه‌ی انسانی را هم پذیرفته‌اند. می‌گویند این دانشجو قرار است به زودی به خارج از کشور برود و آنجا ادامه تحصیل دهد.
قرار است آنجا شغل خوب و درآمد خوبی به دست آورد، ما که برای خودمان این‌ها را تربیت نمی‌کنیم، پس فعلا در اینجا به ما پول بدهد. دانشگاه‌های ما سرمایه‌گذاری ملی ندارند، بلکه یک واحد تجاری هستند که کالایی را می‌فروشند. دانشگاه‌ها هم آموزش را می‌فروشند و در ازای آن پول دریافت می‌کنند و به همین دلیل به طور گسترده دانشجو تولید می‌کنند. خیلی از این دانشجو‌ها بیکار می‌مانند و خیلی دیگر شغل متناسب با تحصیلشان را پیدا نمی‌کنند مثلا راننده می‌شوند. تا وقتی که رابطه‌ی اشتغال و آموزش ایجاد نشود، وضعیت همین است.
وقتی نیروی متخصص ترتبیت می‌کنیم، نخست باید ببینیم می‌خواهیم در کجا از او استفاده کنیم. اگر در جایی به نیرو نیاز نداریم، نباید تربیت کنیم. من همیشه اعتقاد داشتم که باید به دانشجو از سطح لیسانس تا دکتری به ویژه آن‌ها که از خانواده مرفه نیستند کمک هزینه تعلق بگیرد؛ به شکل درآمد، کارت خرید کتاب، خوابگاه، بن رستوران دانشگاه و کمک هزینه رفت و آمد. باید ببینیم دانشجوی حرفه‌ای می‌خواهیم یا دانشجوی آماتور. دانشجوی آماتور در طول هفته دو سه ساعت می‌آید سر کلاس و بقیه‌ی ساعات را مشغول کار است. گرفتار خانواده و درآمد است. این دانشجو خودش هم ناراحت است که نمی‌تواند وقتش را در دانشگاه بگذراند. دانشجوی حرفه‌ای باید روزی چند ساعت در دانشگاه باشد، دفتر داشته باشد، در تعامل با استاد باشد و پول هم بگیرد. دانشجوی آماتور نمی‌تواند تامین مخارج کند. همین باعث می‌شود که آموزش عالی سامان درستی نداشته باشد. دانشگاه باید تعداد محدودی دانشجو بگیرد و کمک هزینه و پول نیز به آن‌ها بدهد.»
شاید وقت آن رسیده باشد که به چنین اموری توجه بیشتری شود و برای یک زندگی علمی دانشجویی هزینه‌هایی پرداخت شود. هزینه‌هایی که جای دوری نمی‌رود.



ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام